پیش از تعریف و پراختن به مفهوم درخت زندگی، میخواهم مطلبی را در ادامه پست قبلی بگویم. شاید برخی مکانیسمهای فرگشت (تکامل) کمی پیچیده باشند، ولی ایده اصلی بسیار ساده و باشکوه است. آنقدر ساده است که برخی به خاطر سادگی نمیتوانند باورش کنند! راستش یک مقدار عجیب است که چرا دانشمندان خیلی پیشتر از داروین به این نتایج نرسیدهاند. شاید به خاطر عقاید انسان-محور آنها بوده که زیاد در این مورد کندکاو نکردهاند.
در حقیقت انسانها هزاران سال پیش از داروین هم به نحوی از فرگشت اطلاع داشتهاند و از آن سود میبردهاند. اجداد ما از هزاران سال پیش که کمکم کشاورزی را اختراع کردند (البته شاید بتوان مورچه ها و موریانه ها را مخترعین اولیه کشاورزی دانست!) باعث فرگشت گیاهان کاشته شده به سمت خاص شدند. اگر یادتان باشد در پست قبل در مورد «انتخاب طبیعی» صحبت کردیم. انتخاب طبیعی به طور خلاصه یعنی بقا و بیشتر شدن بهترها. انسان در اهلی کردن حیوانات و گیاهان در واقع عمل انتخاب را انجام داده که به «انتخاب مصنوعی» مشهور است. مثلا انسانها در طول هزاران سال بهترین و پربارترین گیاهان را انتخاب کردهاند. یا حیوانات را در طول سالیان سال اهلی کردهاند؛ تا جایی که اگر امروز این حیوانات در حیات وحش قرار بگیرند قادر به زنده ماندن بدون دخالت انسان نخواهند بود. چون انتخاب انسانها بر اساس زنده ماندن این جانداران در حیات وحش نبوده، بلکه بر اساس رنگ، اندازه و دیگر ویژگیهای مورد علاقه انسان بوده است؛ چیزهایی مثل شیر بیشتر، تخم مرغ بیشتر، گوشت بیشتر و… . یا مثلا در مورد حیواناتی چون اسب بر اساس قدرت و استقامت. برای نمونه، مردم عرب برای هزاران سال بهترین اسبها را انتخاب کرده و آنها را وادار به تولید مثل کردهاند. در نتیجه نسل اسبهایی که دوست نداشتند ادامه نیافته است. به همین دلیل امروزه اسب عربی به خاطر ویژگیهای خوبش شهرت فراوان دارد. یا یک مثال دیگر: سگ. سگها در اندازه ها و شکلهای مختلف وجود دارند. فکر میکنید اینها چگونه به وجود آمده اند؟ با انتخاب مصنوعی انسان. مثلا انسانها با انتخاب توله های کوچک و کوچکتر در طول نسلها؛ یا پشمالو و پشمالوتر و دیگر ویژگیها، این همه انواع مختلف را به وجود آوردهاند. نسب همه این انواع سگ یکی است و به گرگ میرسد. در واقع انسانها در طول نسلها، آنهایی که بیشتر با انسان دمخور بودهاند انتخاب کردهاند. البته در فرگشت طبیعی، زمان بسیار طولانیتر بوده و به مرور زمان تفاوتها بیشتر شده است.
درخت زندگی

- شاید بتوان درخت زندگی را یکی از رومانتیکترین موضوعات علمی دانست! تصور کنید ما و همگی جانداران روی کره زمین؛ یکجورهایی با هم فامیل هستیم! برخی فامیل دور و برخی نزدیک. در تصویر سمت راست برگی از نوشته های داروین را مشاهده میکنید.
و اما درخت زندگی! این یکی از جالبترین مفاهیم علمی است! حالا بگویید چرا؟! چون بر اساس آن همه جانداران به هم مرتبطند و در زمان دور یا نزدیک، اجدادشان به هم میرسد. تمامی میلیونها گونه موجودات زنده روی این کره خاکی از یک ریشه اند. از حیواناتی چون اسب و پنگوئن و انسان گرفته تا حشراتی چون مورچه و سوسک تا گیاهان و دیگر انواع حیات.
شگفت آور نیست؟!!
داروین از این اصطلاح برای توصیف رابطه میان جانداران مختلف استفاده کرد. به نظر او جاندارانی که بیشتر به هم شبیه بودند در شجرهنامه حیات به هم نزدیکتر بودند تا جاندارانی که بیشتر با هم اختلاف داشتند. مثلا گربه و پلنگ به هم نزدیکترند تا گربه و کبوتر. نام علمی درخت زندگی؛ درخت فیلوژنتیک (Phylogenetic tree) است. فیلوژنتیک در زیستشناسی به معنی مطالعه رابطه فرگشتی (تکاملی) میان جانداران مختلف است. این علم از زمان داروین پیشرفت زیادی کرده و بسیار دقیقتر شده است. در زمان داروین تنها راه مقایسه رابطه میان جانداران مختلف از راه مقایسه فیزیکی آنها بود. ولی امروزه با پیشرفت زیستشناسی مولکولی و استفاده از توالی دی ان آ دانشمندان قادرند ارتباط میان گونه ها را بهتر تعیین کنند. اطلاعاتی که از مقایسه ژنتیکی برمیآید گاه خیره کننده است؛ چون بر اساس آن میتوان رابطه واقعی دو گونه را با هم فهمید. گاهی برخی گونه ها با وجود اختلاف ظاهری بسیار به هم نزدیک هستند و نیای مشترک نزدیکتری دارند. یا برخی گونه ها با وجود شباهت ظاهری از نظر ژنتیکی از هم دورتر هستند و نیای مشترک دورتری دارند.
- این ویدیوی فوق العاده زیبا، سیری است در تاریخ حیات از آغاز تا به امروز،
که با نام «چارلز داروین و درخت زندگی» به تازگی در بیبیسی یک پخش شدهاست. مجری آن دیوید اتنبرو، مستندساز مشهور است. اگر نتوانستید این ویدیوی خیره کننده را در یوتیوب مشاهده کنید میتوانید فایل ویدیویی آن را از خود سایت درخت زندگی دریافت کنید. البته با سرعت پایین، یوتیوب سریعتر از دانلود از این سایت است. - این سایت را هم از دست ندهید! پروژه اینترنتی درخت زندگی سایتی است که در آن میتوانید گونهها را بر اساس درخت زندگی پیدا کنید.
برای درک بهتر، درختی پر شاخ و برگ را تصور کنید؛ بسیار پر شاخ و برگ. حال روی هر شاخه یک گونه بنشانید. آنطور که از شواهد مختلف فسیلی؛ ژنتیکی؛ جنینشناسی و… برمیآید گونه های زنده امروز فرزندان گونه های قبلی هستند که با هم نیاکان مشترک داشتهاند. گونه های حیات همیشه به این تعداد نبودهاند (عدد دقیقش معلوم نیست! از ۵ تا ۱۰۰ میلیون گونه در حال حاضر وجود دارند که بسیاری از آنها در اثر فعالیتهای گونه خودخواهی به نام انسان در حال انقراضند! پیش از آنکه حتی نامگذاری شوند.) این همه گونه های موجودات زنده همیشه وجود نداشته اند و به صورت تدریجی و آهسته آهسته در طول زمان بسیار طولانی به تنوع کنونی رسیدهاند. مثلا ۱۰۰ میلیون سال پیش هیچ گربه، نهنگ یا انسانی در کره زمین وجود نداشته است. در عوض اجداد پستاندار این گونه ها وجود داشتهاند. در آن زمان هنوز دایناسورها منقرض نشده بودند و گونه غالب بر روی زمین بودند. اجداد تمام پستانداران کنونی (از جمله ما انسانها) در آن زمان بیشتر در پس زمینه بودند. بعد از انقراض اکثر دایناسورها (پرندگان کنونی از نسل گونه ای از دایناسورها هستند که زنده ماندهاند) به خاطر برخورد شهابسنگ در ۶۵ میلیون سال پیش کمکم زمینه برای تنوع بیشتر پستانداران باز شد و از آن زمان تا کنون انواع مختلف پستانداران فرگشت یافته اند. البته خود پستانداران هم به یکباره به وجود نیامده اند و به مرور در طول میلیون ها سال از گونه هایی از خزندگان فرگشت یافته اند. پیش از آنها هم نسب همه مهره داران به انواع قبلی میرسد که در دریاها ساکن بوده اند و پیش از آن به گونه های ساده تر تا آغاز حیات. تمام اینها را میتوان بر روی یک درخت عظیم فرضی تصور کرد. به یاد داشته باشید که نظریه فرگشت به توضیح پیچیدگی و تنوع موجودات زنده و چگونگی به وجود آمدن اندام پیچیده ای چون چشم میپردازد. فرگشت نظریه آغاز حیات نیست. آنها را با هم خلط نکنیم. در مورد چگونگی آغاز حیات نظریه های مختلفی هست. چیزی که هست معلوم است که این پدیده کاملا مادی بوده و به حیطه شیمی مربوط میشود. دانشمندان در آزمایشهایی که در آن جو اولیه زمین را بازسازی کردهاند؛ پیدایش برخی مواد پایه ای حیات و ملکولهای ساده آلی را از مواد بیجان مشاهده کردهاند. به هر حال این موضوع جالبی است ولی ارتباطی با فرگشت پیدا نمیکند. فرگشت به توضیح پیچیدگی و تنوع حیات میپردازد. سوالاتی که همیشه در ذهن بشر بوده و برای هزاره ها تنها پاسخ افسانه ای و غیر حقیقی به آن داده شده است. ولی امروز به وسیله دانش و روش علمی سایه های وهم آلود خیال پیشینیان را زدوده، و بیشتر و بیشتر به درک روشن واقعیتها نائل میشویم.
برای بستن بحث. دو جاندار نزدیک به هم امروزی را در نظر بگیرید. این دو چون دو شاخه کوچک نزدیک به هم در انتهای فعلی درخت زندگی هستند. اگر نسبشان در این درخت دنبال شود، این دو شاخه در جایی به هم میرسند. (میشوند یک شاخه) دوباره آن شاخه با شاخه های قبلی یکی میشود تا قبلی و قبلیتر. یعنی گونه ها از بالای درخت تا پایین بیشتر و بیشتر با هم یکی میشوند. اگر به همین صورت تا آخر پیش رویم، نیای مشترک همه جانداران به موجودات ساده ای می رسد که حدود ۳.۹ میلیارد سال پیش روی کره زمین پدیدار شدند. پس آن جانداران ساده اولیه در طول این زمان طولانی شاخه شاخه شده اند (شاخه ها انشعاب یافته اند و بیشتر شدهاند). عزیزان چهار میلیارد سال اصلا زمان کمی نیست! شاید یکی از دلایلی که برخی نمیتوانند باور کنند که جانداران از گونههای قبلی فرگشت یافتهاند؛ همین عدم توانایی تصور فاکتور زمان طولانی باشد. برای ما انسانها تصور زمانهایی چون هزار و ۱۰ هزار سال دشوار است چه برسد به میلیون و میلیاردها سال. گونههای پیچیده و متنوعی که امروز میبینیم ناگهان به وجود نیامدهاند؛ بلکه به طور بسیار تدریجی و در مدت زمان بسیار طولانی به این اشکال درآمدهاند. جانداران اولیه بسیار ساده بوده اند و به مرور برخی از شاخه ها پیچیده تر شدهاند. البته اشتباه نشود؛ پیچیدگی هدف فرگشت نیست. اتفاقا در یک میلیارد سال اول پدیدار شدن حیات هیچ گونه پیچیده ای وجود نداشت و حیات بسیار ساده و تک سلولی بود. حتی همین امروز هم انواع ساده تر حیات؛ موجودات غالب و بسیار موفق این سیاره هستند. پس از همین حالا اشتباه نکنیم. هدف فرگشت تولید موجودات پیشرفته، بالدار، شاخدار؛ باهوش؛ گربه؛ انسان؛ باکتری یا هر چیز دیگری نیست. اگر بتوان نام هدف رویش گذاشت تنها هدف در فرگشت زنده ماندن برای تولید مثل است. همین و بس. اگر گونه ای بتواند در شرایط سخت اطرافش زنده بماند و تولید مثل کند این یعنی موفقیت از نظر فرگشتی. اجداد تمام جاندارانی که اکنون زنده هستند (شامل ما) از این نظر موفق بوده اند. بسیاری هم موفق نبوده اند و از بین رفته اند.
از زمانی که کوپرنیک و گالیله سیاره ما را از مرکز عالم برداشتند و زمین-مرکزی را ملغی کردند، بزرگترین انقلاب مشابه انقلاب داروین بود که ایده انسان-مرکزی را از بین برد و نشان داد که ما نیز یکی از این گونههای حیات هستیم که تافته جدا بافته نیستیم و با همه جانداران نیای مشترک داریم. ما به همراه دیگر جانداران حاصل فرآیند بی هوش و بدون برنامه ریزی فرگشت هستیم که در آن بیش از ۹۰ درصد گونه هایی که هرگز به وجود آمدهاند منقرض شدهاند. امروز گونه ما به عنوان عضوی از موجودات زنده در این سیاره به جایی رسیده است که توانسته طرز به وجود آمدن انواع جانداران و خودش را بفهمد. این عالیست! (البته مغز پیچیده ما هم به یکباره به وجود نیامده و در طی میلیونها سال بزرگ و بزرگتر شده است. در پستی دیگر به طور خاص در مورد فرگشت انسان خواهم نوشت. بسیار جالب است!)
+ بسیاری از سایتهای بزرگ مثل بیبیسی و نشنال جئوگرافیک و سایت مجلات و روزنامههای مشهور، برای روز داروین برنامههای ویژهای در نظر گرفتهاند. احتمالا در پست بعدی چند تا از بهترینهایشان را معرفی کنم. ۲۴ بهمن، زادروز داروین هم نزدیکتر میشود! یاد او و تمامی بزرگان جهان علم گرامی باد. یادمان نرود داروین کار بزرگی کرد. ایده خطرناک داروین برای همیشه زیرساختهای فکری ما را نسبت به طبیعت و خودمان تغییر داد. شاد باشید
دستهبندیشده در: فرگشت [تکامل]، دانش، زیستشناسی برچسبها: | فرگشت، چارلز داروین، نسل، گونه، تکاملی، جانداران، حیات، دانش، درخت زندگی، روز داروین، زیست






درود بر تو؛
زنده باد. بسیار استفاده کردیم.
البته من با لغت «هدف» در رابطه با فرگشت زیاد موافق نیستم و شاید بد نباشد «نتیجه» را به جای آن به کار ببرید. اما با این حساب، باز هم باید صبر کنیم و ببینیم که مثلن در 100 هزار سال آینده گونه ها دگر شوند و با حال تفاوت یابند؟(البته اگر انسان زمین را زنده بگذارد!)
در جایی مطلبی خواندم که شاید بدانید و مربوط باشد. سیستم پ.ر.د.ه ب.ک.ا.ر.ت انسان سیستمی است که در چهار پایانی مانند اسب ها هم وجود دارد که مانع بیرون ریختن م.ن.ی می شود ولی از آنجا که در انسان هدف از ه.م. آ.غ.و.ش.ی یا س.ک.س کمتر تولید مثل و بیشتر لذت بردن است به مرور، این عضور در حال از بین رفتن است.
در ضمن، امیدوارم مشکلتان به خیر ختم شود.
سر افراز باشید.
—————
ناباور: درود کوروش جان.
در مورد مشکل واژه هدف درست میگویی. «نتیجه» آن را بهتر توصیف میکند.
البته جانداران همیشه در حال فرگشت هستند. همانطور که حدس زدید؛ فرگشت جانداران کنونی تحت تاثیر فعالیت های انسان قرار میگیرد. با توجه به تخریب زیستگاه ها و ساخت شهرها و محیطهای تازه توسط انسان؛ بسیاری از گونه ها در حال انقراضند. آنهایی که باقی خواهند ماند آنهایی خواهند بود که بتوانند در این محیطهای غیر عادی ادامه نسل دهند. یک نمونه کلاسیک آن بید فلفلی(Biston betularia)است. این گونه معمولا به دو رنگ تیره (سیاه) و روشن (سفید و خاکستری) وجود دارد. این گونه به طور معمول به رنگ روشن بود که استتار خوبی برای پنهان شدن در میان برگ های روشن به شمار میرفت. ولی از ۲۰۰ سال پیش به این طرف با گسترش انقلاب صنعتی در انگلستان؛ بسیاری از گلسنگها از بین رفته و درختانی که بیدهای فعلی در آن به سر میبردند با دوده کارخانه ها تیره تر شد. این باعث شد که بیدهای سفید و روشنتر طعمه ساده تری برای جانوران شکارچی باشند و به مرور جمعیت آنها کم شد و اکثر بیدهای فلفلی سیاه شدند (سیاه ها بیشتر شدند). چون در محیط تازه تیرگی استتار بهتری برای آنها به شمار میرفت. البته این یک مثال کوچک است که در زمان کوتاهی رخ داده. تاثیر فعالیتهای انسان در درازمدت روی گونه های مختلف بیشتر خواهد بود. به مرور گونه های جدیدی از گونه های قبلی به وجود خواهند آمد که بیشتر با این محیط جدید سازگارند. (حتی بدن خود انسان هم با محیط و شرایطی که ساخته سازگار نیست. فراگیر شدن بیماریهایی چون دیابت و چاقی هم به همین دلیل است. چون اجداد ما در این شرایط نبوده اند.)
در مورد نکته ای که درباره پ.ر.د.ه ب.ک.ا.ر.ت انسان گفتید. مساله ای که هست این است که نبودن دلیلی برای مفید بودن این عضو؛ دلیل بر از بین رفتن آن در فرگشت نمیشود. بسیاری اعضای دیگر هم به همین شکل هستند؛ مثلا آپاندیس. عدم وجود آپاندیس هیچ ضرری برای انسان ندارد و حتی در برخی از انسانها اصلا به وجود نمیآید و هیچ مشکلی هم در اثر نبودن آن به وجود نمیآید.
طبیعت فکر ندارد که با خودش بگوید آیا این عضو به درد بخور هست یا نه. اگر به دردبخور باشد که خب انتخاب طبیعی بر ضدش عمل نمیکند. اگر هم مضر باشد انتخاب طبیعی بر ضدش عمل میکند. و اگر هم سود و ضرری نداشته باشد دلیلی ندارد که از بین برود. آیا این پرده مانع بارداری و تولید بچه میشود؟ خیر. پس چون دلیلی برای عدم انتخاب آن وجود ندارد؛ این ویژگی در طول نسلها ادامه یافته است.
سپاس
شاد و پیروز باشی
راستی مستندی که گذاشتی بسیار جالب و مفید بود. دیدن آن بسیار بسیار به فهم فرگشت کمک می کند.
شبکه 4 ایران هم گاهی از دیوید اتنبرو مستنداتی به زبان اصلی نشان می دهد.
زنده باد.
—————
ناباور: فکر کنم دیوید اتنبرو در زمینه ساخت مستند از حیات وحش و طبیعت رکورددار باشد! من نمیدانم چه طور توانسته این همه مستند زیبا بسازد و لحظه ها را شکار کند. از جوانی تا به امروز پشت سر هم در جنگلها و کوهها و صحراها برنامه ساخته!
زنده باشی
درود؛
در همان مقاله که یادم نیست کجا بود، خواندم که 20% زنان دارای پ.ر.د.ه. ب.ک.ا.ر.ت نیستند و این رقم نسبت به گذشته بیشتر شده است و گفته بود که طی چند صد سال آتی به 100 نزدیک می شود. شاید علت بیکار بودن آن باشد. به طوری که اکثر قریب به اتفاق نزدیکی های انسانی با هدف لذت بردن و نه تولید مثل انجام می شود.
از توضیحات شما سپاسگزارم.
بدرود.
—————
ناباور: درود. البته فکر نمیکنم در چند صد سال آتی اتفاق خاصی بیافتد. چون گمان نمیکنم واقعا انتخابی علیه آنهایی که پ.ر.د.ه. ب.ک.ا.ر.ت دارند انجام بگیرد.
فکر میکنم بهتر باشد در یک پست به طور ویژه در مورد آینده فرگشت انسان صحبت کنم.
خواهش
با درود
این مطلب عالی بود. ضمنا اون ویدیو از بی بی سی که معرفی کردید هم خیلی خوب موضوع رو توضیح میداد.
من هر وقت یه مساله ای رو یاد میگیرم که بیش از پیش در راه رسیدن به جواب «از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم؟» کمکم می کنه یاد اون قضیه ی خدای حفره ها می افتم.
ممنون
—————
ناباور: درود سروش جان.
درسته. اینها حفرههای خالیه که داره دونه به دونه پر میشه. البته خیلیها دوست ندارند که این حفرهها پر شه. ولی خب تا همیشه نمیشه جلوی این مسائل ایستاد.
زنده باشی
در مورد آینده فرگشت انسان اینطور فکر می کنم که اگر تمدن و فرهنگ انسان ها در این چند قرن اخیر پیشرفت زیادی نمی کرد شاید انتخابی علیه انسان های سیاهپوست رخ می داد و گونه ی انسان ها کلا سفید می شدند
—————
ناباور: البته انسانهای سیاهپوست و سفیدپوست فرق خاصی با هم ندارند. همگی گونه هوموساپینس ساپینس محسوب میشویم. تغییر رنگ و فیزیک تنها از عوارض زندگی در شرایط مختلف جغرافیایی بوده است و زمان زیادی از جدایی این نژادها نگذشته است.
به هر حال فکر نمیکنم این انتخاب هیچ وقت میتوانست آنقدر قوی باشد که تمامی یک نژاد خاص انسان را نابود کند.
در مورد فرگشت انسان باید به طور ویژه بنویسم. بسیار جالب و هیجان انگیز است!
این ویدیو که گذاشتی واقعا زیبا بود لذت بردم.
در مورد مرگ هم بحث علمی ای برای مطالعه وجود داره؟
به نظرم هر چه چشم و گوش آدم از لحاظ علمی باز بشه درد آدم بیشتر می شه
واسه همینه که خیلی ها دلشون می خواد توی نادانی بمونند.
—————
ناباور: درود دوست عزیز.
من چند بار این ویدیو را دیدم و هنوز سیر نمیشم!:) جداً چی ساختن!
چه مطلبی در مورد مرگ مورد سوال است؟ البته مرگ کاملا یک پدیده فیزیکی است. اگر موضوع روح مورد سوال است که دلیلی برای وجود چنین چیزی نیست. یکی از دوستان در چهار پست به این موضوع پرداخته که جالب است: مساله روح
شاید به نظر برخی حقیقت تلخ و غیر قابل تحمل باشد و ترجیح بدهند که در خواب خرگوشی خوش باشند. ولی حقیقت؛ هر طور که باشد حقیقت است و بهتر از خودفریبی است. برای کسی که علاقمند به کشف حقیقت است خوشی و ناخوشی ملاک نیست. مهم واقعیت هاست. راستش به نظر من واقعیت ها بسیار جالبتر و غنیتر از خرافات هستند. اگر هم تلخی داشته باشند تلخی حقیقت؛ شیرین است!
شاد و پیروز باشید
اطاعت شد. پیشنهاد خوبی بود که فورن انجام دادم. سپاس.
راستی من در گفتگو تاپیکی با نام دلیل و یا هدف از آفرینش باز کردم که به عقیده خودم به جاهایی رسیده است اما دوستی مخالف این عقیده است. بسیار مایلم نظر و برداشت شما را هم بدانم. شاید من اشتباه می کنم شاید هم ایشان. بنگرید خوشحال می شوم.
—————
ناباور: سپاس فراوان گرامی.
الان در گفتگو هستم. کلی مطلب جدید و جالب ناخوانده هست که به مرور دارم میخوانم. حتما مطلب شما را خواهم خواند.
زنده باشی
سلام ناباور جان
تشکر ویژه به خاطر مقالاتی که منتشر کردید و مقالاتی که میخواهید منتشر کنید در بارهی تکامل. بد نیست مقالهای هم دربارهی آغاز حیات بنویسید. براتون امکانپذیره؟
دوست داشتم برای روزی که معین کردید مقالهای بنویسم در مورد داروین، حیف که احتمالاً وقت این کار رو ندارم. به هر حال تلاشام رو میکنم. داروین بیشک یکی از برجستهترین انسانهای تاریخ بوده که دین بزرگی که به گردن ما داره.
راستی! علاوه بر انقلاب کوپرنیکی و انقلاب داروینی، یک انقلاب دیگه هم در همین راستا داریم! زیگموند فروید بزرگ هم ضمیرناخودآگاه رو به جای ضمیرخودآگاه به عنوان برجستهترین زمینهی رفتاری انسان معرفی کرد!
موفق باشی ناباور عزیز و مرسی برای زحماتی که میکشی.
—————
ناباور: درود دوست عزیز.
ممنونم. در مورد آغاز حیات هم خواهم نوشت. البته فعلا تمرکزم بیشتر روی فرگشت و داروین است.
اگر دوست داشتی برای بزرگداشت داروین، بنر روز داروین را در سایدبار وبلاگت بگذار:
http://nabavar.files.wordpress.com/2009/02/darwiniran.jpg
البته آن هم انقلاب بزرگی بود؛ ولی خب ایده خطرناک داروین و انقلاب کوپرنیکی سرآمد انقلابهای فکری بشر هستند.
شاد و پیروز باشی دوست عزیز
منظورم از کامنت قبل این بود که اگه فرهنگ و تمدن پیشرفت نمی کرد شاید «مسایل نژاد پرستانه» باعث میشد که نسل انسان های سیاهپوست کم کم برچیده بشه
—————
ناباور: درود سروش جان. البته اگه جهان به دست دیوانه هایی چون هیتلر میافتاد، شاید به شکل دیگه ای میشد.
ولی خب با پیشرفت فرهنگ و تمدن و پیشرفت علم دیگه این مشکلات بسیار کم رنگتر شده. حتی رییس جمهور هم میشوند..
شاد باشی
سلام خدمت دوستان گرامی ناباور و کورش ساسانی عزیز
پستی در موضوع علیت گذاشتم که جهت یاد آوری اینجا هم کامنت گذاشتم http://nabavar.wordpress.com/200istence/#com9/01/22/does-the-cosmological-argument-prove-gods-exments
بازهم ممنون از زحماتتان
سلام ناباور گرامی وکورش ساسانی عزیز
بدنبال آخرین پست کورش جان پاسخی گذاشتم در موضوع علیت که حذف شد .نمیدانم چرا ؟آیا تعداد یا حجم کامنتها محدود بوده ؟یا فیلتر شکنم مشکل داشته ؟اگر محدودیت کامنت نبوده بفرمایید تا دوباره بنویسم
—————
ناباور: درود حسین عزیز.
خیر مطلبتان هست. با پوزش به خاطر این همه دیرکرد برای تایید آن. تازه الان دارم پیامها را تایید میکنم.
با درود بسیار
سلام ناباور گرامی وکوروش ساسانی عزیز
من کامنتی در موضوع علیت در پاسخ کوروش جان نوشتم که نمیدانم چرا حذف شد والبته در همینجا هم در خواست رسیدگی از ناباور گرامی کردم اما با کمال تعجب درخواست رسیدگی من هم ناپدید گردید.مشکلی پیش آمده ؟ممنون فعلا خدانگهدار
—————
ناباور: درود حسین عزیز.
خیر مطلبتان هست. با پوزش به خاطر این همه دیرکرد برای تایید آن. تازه الان دارم پیامها را تایید میکنم.
با درود بسیار
ناباور عزیز، خسته نباشی. اتفاقا در اوایل کتاب «Ancestor’s Tale» نوشته ریچارد داوکینز هستم (ملاقات یازدهم Rendezvous Eleven)!
این کتاب به نظرم بیشتر برای افراد عامی نوشته شده است و به عنوان منبع ساده و مناسبی برای درخت زندگی است.
برای کسانی که تکامل را می شناسنند و نیز درخت زندگی را، چندان چیز خاصی نمی گویید!
پایدار باشی
————
ناباور: زنده باشی کاوی جان. بله این کتاب نمونه بسیار خوبی است برای فهم درخت زندگی.
پس سر قصه لاوراسیاترها هستی. بسیار عالی!
البته این کتاب برای فهم عمومی و عامه پسند است. جای چنین کتابهایی در زبان فارسی خالی است.
شاد و پیروز باشی
با سلام
ناباور جان حال شما خوبه؟
آقا بیمقدمه میرم سر اصل مطلب.
چند روز قبل تعدادی از وبلاگنویسها یک مجلهی اینرنتی دربارهی IT به راه انداختن به اسم پریانا. پیشنهاد ایجاد این مجله از وبلاگ عصیان بود و حامی اصلی اون وبلاگ 1پزشک که معتقد بود که باید کارهای گروهی در وبلاگستان فارسی گسترش بیشتری پیدا کنه!
دو سه روزه دارم فکر میکنم ما هم میتونیم یک همچین طرحی رو در مورد داروین اجرا کنیم! حالا چه به صورت یک مجله اینترنتی و یا چه به صورت یک دایرةالمعارف آنلاین. من مقالات بعضی از دوستان که به دنبالهروی از دعوت شما برای روز داروین، دراینباره نوشتن رو مطالعه کردم. حقیقت اینه که بسیاری از این مقالات محتوای تکراریای رو در برمیگرفت و چون به صورت پراکنده و غیرمنسجم نوشته شدن، تاثیرگذاری اونها هم بر روی قشری که قراره روشون تأثیر گذاشته بشه، به نظر من اندکه.
شاید بهترین ایده، ساختن یک وبلاگ بر روی وردپرس باشه مختص به همین موضوع. (داشتم دربارهی یک سایت جدا یا همکاری با سایتی مثل زندیق فکر میکردم. ولی حقیقت اینه که هیچ کدوم تأثیر گذاری یک وبلاگ وردپرسی رو نداره و به اون سرعت در وب شناخته نمیشه.)
در ضمن از این وبلاگ یا حالا مجلهی گروهی میتونیم به شکل کاملتری هم بهره ببریم! علاوه بر تئوری داروین به طور کلی دربارهی پیشرفتهای علمی ناقض علم بنویسیم. مثلاً میشه تعداد زیادی مقاله دربارهی قوانین کیهانشناختی بطلمیوسی و کوپرنیکی نوشت. (کیهانشناسی کوپرنیکیای که به تنهایی تمام باورهای علمی مطرح شده در قرآن یا مسیحیت دربارهی آسمان، رو بیارزش میکنه.) یا بخشی از مقالات رو به روانشناسی فرویدی اختصاص میدیم و اینکه چه طور بنیانهای ایدهآلیسم رو فرو میریزه. (ایدهآلیسمی که همیشه ذهن رو به عنوان یک پدیدهی فرامادی، برای کوبیدن ماتریالیسم ارائه میکرد.)
قطعاً اذعان میکنید که جای چنین مقالات علمیای نه تنها در وب فارسی که حتی در بعضی موارد در جامعهی علمی ایران هم خیلی خالیه.
در ضمن برای اینکه خوانندگان دیندار هم از وبلاگ گریزان نشن و از غیلطرینگ هم فرار کنیم میتونیم ارتباط مستقیم این باورهای آتئیستی رو با آتئیسم ذکر نکنیم و برای اون موارد به لینک دادن به مقالات وبلاگهایی چون وبلاگ شما یا سایت زندیق یا سایت سکولاریزم برای ایران بسنده کنیم. به عبارت دیگه وبلاگ یا حالا مجله به یک وبلاگ صرف علمی تبدیل بشه و ارتباط این مسائل علمی با مباحث دینی رو در وبلاگها و سایتهای خودمون بنویسیم و در اونجا فقط بهشون لینک بدیم.
شاید ایدهی مسخرهای باشه! اما به هر حال ارزش فکر کردن رو داره!
موفق باشید
—————
ناباور: درود دوست عزیز.
خوبم. امیدوارم شما هم خوب و خوش باشی.
به نظر من ایده بسیار خوبیه. مخصوصا در مورد داروین و فرگشت. چون در این زمینهها مطلب فارسی واقعا کمه. البته این کارها وقت گیره و من حالا حالاها نمیتونم روی یک پروژه منسجم کار کنم. بیشترین کاری که فعلا از دستم ساختهاس همین وبلاگنویسی گاه و بیگاه و ترجمه های جسته گریخته برای سایتهاست. علی رغم میل شدید باطنی! وقت بیشتری برای این کارهای فوق برنامه ندارم. وقتی وقت و امکانش برام فراهم بشه؛ حسابی از خجالت خرد و دانش در خواهم آمد!
البته ایده مجله گروهی اینترنتی بسیار هوشمندانه و بخردانه است. مجله پریانا هم ایده بدیع و جالبی است. اگر ما قشر دگراندیش هم چنین کارهایی را شروع کنیم عالی میشود. من در حد خودم (فعلا به طور محدود) از کمکی که در توانم هست دریغ نخواهم کرد. میفهمم منظورت چیست. یک مجله علمی با دیدگاه شکاک و انتقادی به مسائل. واقعا جای چنین چیزی نه تنها در وب فارسی؛ بلکه در جامعه علمی فارسی خالی است..
شاد و پیروز باشی
[...] : برای آشنایی با تکامل(فرگشت) و نظریه انتخاب طبیعی به فرگشت (تکامل) و درخت زندگی و برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز [...]
درود بر ناباور عزیز
مطلب جالبی بود ..
و چه ویدئوی جالبی ..
من فکر می کنم کسایی که به افسانه آفرینش و آدم و حوا به شدت معتقد هستند و با خوندن این مطالب می خندن و باز هم حرف خودشون رو میزنن ، از نظر ژنتیکی با بقیه تفاوت دارن .. البته شاید ..
بدرود
—————
ناباور: درود پرهام عزیز.
به نظر من فاکتورهای اصلی آموزش و ذهن آزاد هستند.
شاد باشی
درود؛
قسمت بعدی؟
کجایی دوست من؟
کجایی گرامی؟
دنیا به کام است؟
پیشامد بدی نکرده است که؟
—————
ناباور: درود کوروش جان.
هستم دوست عزیز. یک مدت نبودم.
شاد باشی
با سپاس از مقاله ی علمیتان.
شما را به نام «نا باور» در وبلاگم لینک کردم، متاسفانه وبلاگ شما در ایران فیلت|ر است، در نظر دارم برخی مطالب وبلاگ شما را با ذکر منبع در وبلاگم قرار دهم.
موفق باشید.
—————–
ناباور: درود دوست عزیز.
سپاس. خوشحال میشوم این کار را بکنی. خودم هم به فکر اسباب کشی هستم..
شاد باشی
[...] فرگشت (تکامل) و درخت زندگی [...]
[...] فرگشت (تکامل) و درخت زندگی [...]
salam, man taze ba webloget ashna shodam va ta alan chand ta postato khoondam, khodam ham etelaatam dar in mavared badak nist.
dar morede in matlab ye chizio ba etminan migofti ke man ghabool nadaram va hanooz sabet nashode va movafegha va mokhalefaye khodesho dare.
oonam inke manshaee hayat chie?
be ebarate dagigh tar avalin mojoode zende chetor be vojood oomad.
ta jai ke man etela daram hanooz natoonestan in ghazie ro befahman.
—————
ناباور: درود دوست عزیز.
البته. من چنین ادعایی نکردم. فرگشت ارتباطی با منشا اولیۀ حیات ندارد. و ما در مورد منشا حیات همانطور که گفتی نمیدانیم. پژوهشهای خوبی در این زمینه در حال انجام است.
ولی بالاخره میدانیم که منشا حیاتی وجود داشته، و میدانیم که ملکولهای شیمیایی بایستی که به طریقی خاص قرار میگرفتند تا نوعی تکثیر اولیه ممکن باشد. ولی نمیدانیم این پروسه چه بوده، چقدر طول کشیده و چگونه انجام شده.
شاد و پیروز باشید