برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز داروین

آیا در برحه ای از زندگی از خود پرسیده اید که چرا هستم؟ یا غرق در شگفتی خیره کننده حیات شده اید و از خود پرسیده اید به راستی چرا؟ اینها چیست؟! از کجا آمده است؟! اگر پاسخ شما آری است، این سری از نوشتارها را دنبال کنید. قول می‌دهم جذاب و شگفتی‌زا باشند! پیش از آغاز خواهشمندم به این سه نکته توجه فرمایید:

داروین تکامل فرگشت
امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین و ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب اصل انواع (آغاز رسمی فرگشت) است. ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ سالروز تولد داروین است و روز داروین Darwin Day نام گذاری شده‌است.

۱. فرگشت: در این وبلاگ به جای کلمه «تکامل» از «فرگشت» استفاده خواهد شد. دلیل آن هم غلط انداز بودن واژه تکامل است که به آن اشاره خواهد شد. (برابر انگلیسی: Evolution)

۲. ویژه برنامه: سال ۲۰۰۹ سال ویژه ای است. امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چالز داروین کاشف فرگشت و بنیانگذار نظریه فرگشت است. همچنین امسال ۱۵۰ امین سالگرد چاپ کتاب «خاستگاه گونه ها» (اصل انواع هم ترجمه شده) نوشته اوست. در بسیاری از مراکز علمی-فرهنگی جهان در ۲۴ بهمن (زادروز داروین) برنامه های ویژه ای برای بزرگداشت او دارند. و از آن برای آشنایی مردم با فرگشت (تکامل) استفاده می کنند. از آنجاییکه در مملکت گل و بلبل ما، برگزاری چنین جشنی ممکن نیست؛ بر آن شدم تا از این فرصت برای آشنایی عموم وبگردان گرامی با پدیده داروین و فرگشت استفاده کنم. پس منتظر ویژه برنامه های بیشتر و متنوع‌تر این وبلاگ برای این ایام فرخنده باشید!

۳. ذهن باز: با توجه به خاصیت این موضوعات، بسیاری به خاطر باورهای خود با این مسائل مشکل پیدا می‌کنند. بیایید آزاداندیش باشیم و با ذهن باز با این مسائل برخورد کنیم. مطمئن باشید اگر خدایی هم باشد، ذهن کنجکاو و پرسشگر را بیشتر از ذهن خشک و بسته ارج می‌نهد. نترسید و همه چیز را به پرسش گیرید و در ایده ها کندوکاو کنید. دو حالت بیشتر ندارد: الف) با خواندن این مطالب و بررسی آنها، متوجه می‌شوید که باورتان مستحکم سر جایش مانده است. این باعث می‌شود که پایه های باور شما با این چالش، مستحکم‌تر و ریشه ای تر از همیشه شود. ب) متوجه می‌شوید که دید اشتباهی نسبت به برخی مسائل داشته‌اید و به تناقض می‌رسید. در این صورت هم ضرر نمی‌کنید. آزاداندیشی را فراموش نکنید و از زیر سوال رفتن تمام باورهایتان نترسید. مطمئن باشید اگر چیزی پایه درست و محکمی داشته باشد، نباید از زیر سوال رفتن آن نگرانی به دل راه داد. پس «الف» یا «ب» شما سربلند از این محل بیرون خواهید رفت!

و اما فرگشت. این واژه به تغییر گونه های حیات در طول نسل‌ها گفته می‌شود. پیش از هر چیز، میان این دو باید تمایز گذاشت:

الف) فرگشت: به تغییر جانداران در طول زمان گفته می‌شود. فرگشت به مانند گردش زمین به دور خورشید یک فاکت (حقیقت علمی) است. به بیان دیگر تغییر جانداران در طول زمان و اینکه همیشه به این شکل نبوده اند یک حقیقت است. مثلا اینکه شیر و گربه هر دو از نسل مشترک هستند و در گذشته با هم نیای مشترک داشته اند یک فاکت است.

ب) نظریه فرگشت: به توضیح مکانیسم و چگونگی انجام فرگشت می‌پردازد. کار بزرگ داروین این بود که نظریه ای برای توضیح فرگشت ارائه کرد. این نظریه بعدها پس از داروین تکمیل شد و پایه هایش با توارث مندلی و واردشدن ژنتیک قوی‌تر گردید.

💡 یادآوری

فرضیه: در جهان دانش به معنی حدس علت یک پدیده است.

نظریه: به توضیحات علمی مورد آزمون دقیق و مداوم قرار گرفته می‌گویند. مثلا نسبیت عام اینشتین در فیزیک که به توضیح هندسی گرانش می‌پردازد یک نظریه است. یک نظریه تا زمانی که مدرکی در ردش نباشد معتبر است. نظریه در واقع یک فرضیه قوی شده است. نظریه در جهان دانش بسیار بااهمیت است و با مفهوم روزمره که در زندگی عادی به کار برده می‌شود تفاوت دارد. فرستادن انسان به کره ماه، درمان بیماری ها و دیگر پیشرفت‌ها به مدد نظریه‌ها ممکن شده است. (برخی به اشتباه تا اسم نظریه می‌آید می‌پندارند چیز مهم یا اثبات شده‌ای نیست!)

فاکت: به شواهد و مدارک مسلم می‌گویند. مثلا اینکه اصفهان شهری در ایران است یک فاکت است؛ یا اینکه زمین به دور خورشید می‌چرخد.

پس همانطورکه گفته شد ما هم فاکت فرگشت داریم و هم نظریه فرگشت. نظریه فرگشت به توضیح فاکت فرگشت می‌پردازد.

و اما فرگشت. هر نسل یک جاندار ویژگی‌های خود را از والدین خود به وسیله ژن‌ها (آن را مثل یک سی‌دی تصور کنید که در آن دستورالعمل‌هایی برای تولید یک جاندار وجود دارد) دریافت می‌کند. شما ژن‌های خود را از مخلوطی از ژن‌های پدر و مادر خود گرفته‌اید؛ به همین دلیل به آنها شباهت دارید. کلا جانداران به دو شکل غالب خود را کپی می‌کنند تا نسلشان ادامه پیدا کند: جنسی و غیر جنسی. در تولید مثل غیر جنسی یک جاندار بدون نیاز به جاندار دیگر می‌تواند یک کپی از خودش بسازد؛ مثل باکتری. در تولید مثل جنسی به دو جاندار نیاز هست؛ مثل انسان. بسامد ژن‌ها در یک جمعیت به خاطر ترکیب ژن‌ها با هم و جهش‌های تصادفی در ژن‌ها تغییر می‌کند. (رانش ژنتیکی) این بُرخوردن‌ها و جهش‌ها یا تغییرهای کوچک باعث دگرگونی برخی ویژگی‌های یک نسل می‌شوند. علت وجود این جهش‌ها هم چیزهای مختلفی است. در اصل جهش، نقص در کپی کردن کامل ژن‌های والد است. در جهان واقعی اطلاعات ژنتیکی به خاطر اشعه فرابنفش خورشید؛ بد کپی شدن ژن‌ها و محرک‌های شیمیایی مختلف نمی‌توانند صد در صد دقیق به نسل بعد منتقل شوند. باید دقت شود که این جهش‌ها هدف خاصی ندارند و تصادفی هستند. به همین دلیل در اکثر موارد مضر یا بی اثر هستند. و به ندرت با توجه به شرایط زندگی جاندار می‌توانند مفید محسوب شوند. اگر بی ضرر باشند یا مفید (حتی خیلی کم) شانس بقای آن جاندار در جمعیت جانداران مشابه را بالا می‌برند. چون وقتی یک جاندار از بقیه کمی بهتر باشد و بتواند زنده بماند و تولید مثل کند؛ نسلش ادامه پیدا می‌کند. درحالیکه جاندارانی که به قدر کافی خوب نیستند می‌میرند. این باعث می‌شود که به مرور زمان، ویژگی‌های بهتر در جمعیت فراوان‌تر شوند چون ژن‌های اعضای بهتر گونه ادامه پیدا می‌کنند و در جمعیت بیشتر می‌شوند (انتخاب طبیعی). پس انتخاب طبیعی در حقیقت مثل یک صافی عمل می‌کند. و از آن جهت طبیعی نامیده می‌شود چون کاملا طبیعی است و هوشی در آن نیستید. اگر جاندار بتواند در یک محیط با توجه به منابع غذایی موجود، خطرات رقابت دیگر اعضای گونه خودش و دیگر جانداران اطرافش، و همچنین شرایط و تحدیدهای محیط زیستش زنده بماند و تولید مثل کند؛ زیاد می‌شود. و اگر نتواند زنده بماند و یا تولید مثل کند یا به اندازه بقیه تولید مثل کند، تاثیرش در جمعیت کم می‌شود و ژن‌هایش کمتر منتقل می‌شوند. از آنجایی که همیشه منابع محدود است و بی نهایت نیست این انتخاب لاجرم اتفاق می افتد. حال قدرت انتخاب طبیعی باتوجه به شرایط می‌تواند متغیر باشد. مثلا تصور کنید که شماری از جمعیت یک گونه در یک جزیره یا محدوده جغرافیایی دیگر قرار بگیرند که با شرایطی که به آن عادت داشته اند فرق می‌کند. این باعث می‌شود که این جمعیت جدید کم‌کم به سمتی برود که با آن محیط سازگار شود. یعنی ژن‌هایی که در آن محیط سودمندند تکثیر می‌شوند و در جمعیت فزونی می‌یابند. این کار ادامه می‌یابد تا زمانی که جمعیت جدید به وجود آمده آنقدر با جمعیت اولیه متفاوت می‌شود که می‌توان به آن نام یک گونه جدید داد (گونه زایی).

پس چه شد؟ ویژگی‌های جانداران منتقل می‌شود به فرزندانشان. ویژگی‌ها کاملا دقیق منتقل نمی‌شوند. بهترها بیشتر می‌شوند و با توجه به شرایط با آن وفق پیدا می‌کنند. (سازگاری). فعلا تا همینجا را داشته باشید تا بعد.

تاریخچه فرگشت به طور رسمی از زمان چاپ کتاب «خاستگاه گونه ها» نوشته چارلز داروین در ۱۵۰ سال پیش (۱۸۵۹) و انتشار مقاله کوچک‌تر ولی مشابه آلفرد راسل والاس آغاز می‌شود. داروین حاصل سی سال مطالعه و بررسی فسیل‌ها و مدارکی که از سفرهای پژوهشی خود یافته بود در این کتاب ارائه کرد. البته پیش از داروین هم برخی به چنین نتیجه گیری‌هایی نزدیک شده بودند، ولی داروین آن را به شکل علمی و مستند و با شرح مکانیسم فرگشت که آن را انتخاب طبیعی می‌دانست عنوان کرد. بعد از داروین بسیاری از طبیعی‌دانان جهان فرگشت را پذیرا شدند و روز به روز به مدارک فرگشت افزوده شد. شاید مهمترین پیشرفتی که حاصل شد کارهای گرگور مندل بود که قوانین و الگوهای وراثت را با آزمایش‌هایش روی گیاهان کشف کرد. سپس کشف‌های بیشتری در مورد چگونگی رخ دادن جهش ها صورت گرفت. همچنین نظریه فرگشت با ژنتیک جمعیت قدرتمندتر شد. دانشمندان در حال حاضر فهم بسیار خوبی نسبت به فرگشت دارند. مثلا گونه زایی (به وجود آمدن گونه‌های جدید از گونه‌های قبلی) که روزگاری معما پنداشته می‌شد، امروزه هم در آزمایشگاه و هم در طبیعت مشاهده شده است.

+ به زودی به مناسب روز داروین مطالب تکمیلی در این موارد آماده خواهد شد: مدارک رخ دادن فرگشت؛ عدم وجود طراح، هوش و برنامه ریزی در فرگشت، بررسی چند مورد جالب در فرگشت جانداران ، معرفی برنامه های تلویزیونی و کتاب‌های سودمند در زمینه فرگشت و سرانجام زندگینامه چارلز داروین. این نوشته نخست تنها برای آشنایی اولیه بوده و به عمق مطلب وارد نشد. نوشته های بعدی کامل‌تر خواهند بود. اگر دوست داشتید می‌توانید مطالب را دنبال کنید.

+ پیش از خواندن مطالب بعدی این وبلاگ درباره فرگشت، از نظر گذراندن این سه لینک توصیه می‌شود. بسیار ساده و جامع هستند: فرگشت (تکامل) چیست؟ (فارسی) فرگشت در دانشگاه برکلی (انگلیسی) پاسخ به پرسش‌های رایج در مورد فرگشت (انگلیسی)

+ مثل اینکه بعد از مطلبی که در نقد برهان علیت نوشتم، وبلاگم ‌بلا‌ک‌‌ شد. من روی خفه کردن صدای منتقد و مخالف تنها یک نام می‌گذارم: ضعف.

سارای گرامی نویسنده وبلاگ جالب آوای موج هم مطلبی در مورد ‌فیلتر‌ینگ‍ نوشته‌است: سخنی با ‌فیلترکنندگا‌ن. این پست را با سخن خردمندانه‌ای از ولتر آزاداندیش به پایان می‌برم:

من با آنچه می‌گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده‌ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. – ولتر

افسوس که رژیمی بر سر کارست که مفاهیمی چون آزادی، انسانیت و انتقاد برایش بی معنی است. واقعا این حق ما نیست! به امید آزادی…

Advertisements

19 پاسخ

  1. درود بر ناباور گرامی؛
    ابتدا از اظهار لطف شما تشکر می کنم. قالب جدید را به این امید انتخاب کردم که با دیدن آن، هرکس یاد جلال و شکوه ایران باستان بیافتد و به خود ببالد و از انزوای اکنونی دلگیر شود.
    در مورد مطلب جدیدت تبریک می گویم. منبع خوبی برای من و کسانی که از فرگشت اطلاع چندانی ندارند خواهد بود. این سری مطالب را دنبال می کنم. قدرتمندانه بنویس.
    در مورد فیلتر شدنت هم تبریک می گویم. تو با یک وبلاگ، بی خردی و ناتوانی حکومت را اثبات کردی.
    بدرود.

    —————
    ناباور: درود کوروش عزیز.

    بله. قالب زیبایی انتخاب کردی. حیف که دیگر رنگی از آن شکوه در ایران کنونی به جای نمانده، جز در خاطره ها.. این وضع تغییر خواهد کرد.
    خوشحال می‌شوم که دنبال کنی. من هم فکر میکنم که در این زمینه در وب فارسی حق مطلب ادا نشده.
    البته حکومت سا‌نسور‌ ‌چی‌ تنها ضعف و ترس خود را جلوه گر می‌کند. از دانستن و پرسیدن می‌ترسند.

    با درود

  2. عالی بود ناباور جان.عالی
    واقعا جای یک همچین پستی در رابطه با فرگشت حتی در کل وبلاگستان فارسی خالی بود.

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز.
    سپاس. امیدوارم شمار اینگونه مطالب فزونی یابد.

  3. خیلی عالیه. منتظر بقیه اش هم هستم. شاد باشی

    —————
    ناباور: ممنون آزاده جان. خوشحال می‌شم دنبال کنی.
    شاد باشی

  4. ای کاش فلاسفه هم بجای بازی با کلمات راههای علمی و منطقی دانشمندانی چون داروین و انیشتین و…….پیش می گرفتند

    —————
    ناباور: ای کاش واقعا‍! 8)

  5. ناباور عزیزم
    فقط جهت یادآوری به شما وکورش ساسانی وتفکر گرامی این کامنت را گذاشتم که به آخرین کامنت من در موضوع برهان علیت به این آدرس مراجعه فرمایید .
    https://nabavar.wordpress.com/2009/01/22/does-the-cosmological-argument-prove-gods-existence/#comment-383
    باتشکر

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز. حتما.

  6. یه بار وقتی داشتم با استاد معارف صحبت می کردم. همین که کلمه ی تکامل از دهنم در اومد حرفم رو قطع کرد و گفت: \»واقعا هر کی که به این حرف اعتقاد داره خیلی احمقه. (یه چیزی با این مضمون) فرض کن بیای مصالح یه ساختمون رو با هم قاطی کنی و پرت کنی رو زمین , مگه میشه همینجوری شانسی یه ساختمون درست ساخته بشه؟\»
    یه وقتایی آدم نمی خواد یه چیزی رو بشنوه و اگر هزار دلیل هم براش بیارن فقط دنبال حاشیه میگرده که بهش توجه کنه و اون دلیل ها رو نشنوه

    —————
    ناباور: آی گفتی سروش جان!
    شاد باشی

  7. سلام خدمت ناباور من فکر کنم شما یا هر کس دیگه به تاریخ و انچه مورخان نوشتند را باید بپذیرید از مطالب فرعی بگذریم به اصل ان که در همه کتب تاریخی که امده را باید قبول کنیم . پس معجزات که در کتب تاریخی امده که فوق ماده است شما قبول دارید که مردمان گذشته به چشم خود دیده اند؟

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز. چه چیزی در کدام کتاب‌های تاریخی آمده؟
    اتفاقا در اکثر کتب تاریخی سخنی از معجزه پیامبران نیامده. مثلا حتی وجود شخصی به نام عیسی از نظر تاریخی مورد شک است. چون مورخان آن خطه درباره همه چیز نوشته اند جز این مورد. از دوران کهن‌تر هم که خب کتب تاریخی در دسترس نداریم. نوشته های کتاب‌های به اصطلاح آسمانی هم که اساسا مدرک محسوب نمی‌شود.
    شاد باشید

  8. رفيق ناديده خردورز , دستت درست و قلمت پرتوان!

    اون سالهای اول بعد از انقلاب يکی از دلمشغولی های انقلابيونی که دستی به قلم داشتند و ادعايی در فهم علم و دين, نوشتن کتابهايی در رد نظريات مختلف از جمله تکامل بود. من خودم بعد از خروج از ايران برای اولين بار با مفهوم واقعی اين نظريات و نقطه نظرهای مخالفان وموافقان آشنا شدم شايد کمی دير ولی بهتر از نادانی هميشگي. چند وقت پيش در جواب به سوال يکی از دوستان غير ايرانی کنجکاو شدم که آيا نظريه تکامل جايی در سيستم آموزشی ايران امروز داره؟ در کمال تعجب متوجه شدم که متن ساده ولی قابل توجه در کتاب زيست شناسی دوره پيش دانشگاهی رشته علوم تجربی در ايران تدريس ميشه. مطالعه اين متن رو به تمام دوستان مذهبی و مخالفان اين نظريه توصيه ميکنم.

    http://www.chap.sch.ir

    —————
    ناباور: البته دوست عزیز.
    شواهد و مدارک برای فرگشت آنقدر زیاد است که تدریس زیست بدون فرگشت عملا ممکن نیست. حتی اگر نخواهند مجبورند آن را تدریس کنند چون پایه زیست‌شناسی است و بسیاری مطالب بدون آن معنی پیدا نمی‌کند. البته این بخش کتاب زیست پیش خوب است؛ ولی فرگشت مهم‌تر از آن است که تنها برای رشته تجربی و به این شکل آموزش داده شود. جای فرگشت در کتب علوم دبستان؛ راهنمایی و دبیرستان کلیه رشته ها خالی است. از قصد حرفی از آن نمی‌زنند.
    شاد باشید

  9. سلام
    من دانشجوی پزشکی هستم و درباره انتخاب طبیعی مطالعات زیادی داشتم. نمیدانم مطلب فوق را کامل خودتان نوشتید یا رفرانس های متعددی داشته اید به هر حال شما نام رفرانس هایتان را ذکر نکرده اید. در واقع هر کس این مطلب را بخواند و اطلاعاتی در باره انتخاب طبیعی نداشته یاشد احتمالا این پدیده را درست درک نخواهد کرد زیرا اشتباهاتی در این متن وجود دارد که من فکر میکنم قضاوت خود شما باشد و نه یک حقیقت علمی (فاکت!). به هر حال من فکر میکنم شما باید مطالب معتبر از رفرانس های معتبر در رابطه با تقسیم سلولی، بیان ژن ها و انتخاب طبیعی و مصنوعی مطالعه کنید تا سوء تفاهم هایی که برایتان ایجاد شده است برطرف گردد.
    موفق باشید

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز. شما این متن را اشتباه متوجه شدید. در این متن گفته نشده که انتخاب طبیعی یک فاکت است! گفته شده فرگشت زیستی و تغییر جانداران در طول میلیون‌ها سال یک فاکت است. انتخاب طبیعی مربوط به نظریه فرگشت می‌شود نه فاکت فرگشت. به تمایز فاکت و نظریه در این نوشتار توجه کنید.
    شاد باشید

  10. درود بر ناخدای ناباور گرامی

    صادق هدایت در کتاب ترانه های خیام جمله ای زیبا دارد:

    «معلوم است امروزه اگر کسی بطلان افسانه های مذهبی را ثابت نماید چندان کار مهمی نکرده است، زیرا از روی علوم خود به خود باطل شده است.»

    و براستی می بینیم که روبروز با پیشرفتهای چشمگیری که در دانش رخ می دهد، مذهب و بدنبال آن خرافات و افسانه های دینی هم در ذهن مردم درحال کمرنگ شدن است.

    سپاس از نوشته های پر محتوایی که دارید.

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز.
    درست می‌فرمایی.
    سپاس.
    شاد باشی

  11. کجایی گرامی؟
    درود بر شما؛ کم کار شدی. نتیجه ف‌یلت‌ر‌ینگه؟ شاید بد نباشه یک وبلاگ همراه همین به موازات باز کنی.
    موفق باشی.

    —————
    ناباور: درود گرامی. مشکلی پیدا کردم که دارد حل می‌شود.
    به فکرش هستم.
    پیروز باشی

  12. مطلبي در اين رابطه نوشته‌ام، خوشحال مي‌شوم بخوانيد :

    http://ep30lon.blogfa.com/post-58.aspx

    —————
    ناباور: بسیار عالی دوست عزیز!
    پیروز باشی

  13. با سلام
    در مورد معجزات کتب تاریخی بسیاری موجود هست که شما بهتر از من می دانید اگر منبعی بر نبود و نفی انها دارید معرفی کنید تا استفاده کنیم و اما در مورد عیسی برای اولین بار است که می شنوم چون در کتابهایی که حتی علیه خود عیسی و دینش وجود دارد مانند کتابهای تاریخی یهودیان به وجود این انسان اعتراف می کنند در صورتیکه هیچ سودی برای انها نداره و حتی برای خود عیسی چون غیر از درد و رنج در طول زندگیش فایده ای براش نداشته و براحتی میتونست بهترین زندگی در ان موقع با تقلید از رهبران یهودی برای خودش فراهم کنه …چرا نکرد؟

    ————–
    ناباور: درود دوست عزیز. نخست با پوزش به خاطر اینکه هنوز آن مطالب شما را در مورد فرگشت نقد نکرده‌ام. وقتی مطالب فرگشتی این وبلاگ را به یک حد قابل قبول رساندم؛ آن مطالب را هم نقد خواهم کرد.

    در مورد ادیان هم؛ راستش همانطور که بارها در این وبلاگ اعلام کرده‌ام علاقه‌ای ندارم. ادیان گوناگونی وجود دارند و هر کدام شمار زیادی ادعای بدون مدرک دارند و من دلیلی نمی‌بینم که وقتم را روی آنها هدر کنم. برای من مثلا خرافات گاوپرستی فرقی با خرافات ادیان دیگر (هر دینی) ندارند. در ضمن تا کنون هیچ مدرک علمی در مورد واقعی بودن معجزه دینی ارائه نشده است. این همه دانشمندان در همه جای دنیا روزانه در حال پیشبرد دانش هستند! در واقع اینها معجزه کاران واقعی هستند که با دانش و خرد و روش علمی کار می‌کنند نه با ادعای گزاف جادو جمبل!!

    در مورد عیسی هم خب البته! البته که یهودی ها وجود شخصی به نام عیسی را قبول دارند! منظور من این نبود. راستش واقعا برایم مهم نیست که شخص حقیقی به نام عیسی در آن تاریخ زندگی می‌کرده یا نه. بر اساس اسناد تاریخی چنین چیزی مورد شک است. ولی من اصلا فرض می‌کنم چنین فردی بوده و ادعای پسر خدا بودن کرده است. البته افسانه های مشابه زیادی در ادیان قدیم ایرانی مثل میترائیسم و یا خرافات مصری‌ها وجود دارند که در واقع افسانه های عیسی کپی برداری از آنهاست! نویسندگان اناجیل به طور حتم از این افسانه ها برای پر و بال دادن به داستان‌سرایی های خود استفاده کرده‌اند. چیزهایی مثل زاده شدن از یک باکره؛ یا عروج به آسمان و… . کوچکترین سند علمی برای رخ دادن چنین چیزهایی موجود نیست. می‌توانید از هر فرد دانشگاه رفته ای بپرسید که آیا اینها از طریق «علم» ثابت شده اند یا نه. ادعاهای بزرگ شواهد بزرگ می‌طلبند. نمی‌توان همینطور گفت که مثلا اسب شاخدار پرنده وجود دارد چون در یک کتاب قدیمی گفته یا جن و پری و… وجود دارد…!

    در مورد اینکه عیسی (در صورت وجود چنین شخصی) چرا مطیع یهویان نشده، خب این چیزی است که خیلی مواقع رخ می‌دهد! افراد بسیاری در طول تاریخ بوده اند که به خاطر عقاید خود؛ چه بسا احمقانه؛ حاضر به تسلیم نشده اند. مثلا من می‌توانم از تاریخ معاصر ایران برایتان مثال بیاورم. برخی از بهایی ها که در اول انقلاب اعدادم شدند، می توانستد با تسلیم شدن و قبول اسلام! جان خود را نجات دهند؛ ولی این کار را نکردند. خب که چه؟! الان این چه ربطی پیدا می‌کند به حقانیت اعتقاد؟!!

    شاد و پیروز باشید

  14. […] و نظریه انتخاب طبیعی به فرگشت (تکامل) و درخت زندگی و برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز داروین مراجعه کنید.این وبسایت هم که “روز داروین” نام […]

  15. سلام خدمت شما شرمنده نکنید من توقعی از شما برای پاسخ ندارم
    حرف شما کاملا درست است و از قرن 14به بعد از محمد کسی این معجزات شاید با پیشرفت علم و عقل ندیده شاید از قبل هم وجود نداشته و هیچ مدرکی علمی برای اثباتشان نیست ممنونم. ای کاش برای کتب تاریخی معتبر مثالی هم میزدید تا به مدعیان بگویم

    —————
    ناباور: درود دوست عزیز.
    نه در مورد فرگشت واقعا باید پاسخ آن شبهات را بدهم. چون برای همه مفید است. کم کم به همه چیز خواهیم رسید.
    در مورد کتب تاریخی هم؛ چه نوع کتاب تاریخی مد نظر شما هست. بستگی دارد چه زمانی و چه مکانی مورد نظر باشد. مثلا در مورد تاریخ غزنویان کتاب تاریخ بیهقی نمونه ای از یک نوشته نسبتا بی غرض و جالب تاریخی است.
    البته هیچ کتاب تاریخی را نمی توان سراسر بی عیب دانست. مثلا نوشته های پدر تاریخ نویسی یعنی هرودوت با همه موشکافی ها؛ گاهی با افسانه های اسطوره ای یونان باستان درآمیخته است.

    شاد و پیروز باشید

  16. سلام.
    من هرچقدر جستجو کردم نفهمیدم اون موجود زنده اولیه از کجا آمده، ایده تکثیر و توان این کار رو از کجا آورده.
    فرض کنیم جواب سوال های بالا رو دادید، مسائل دیگه ای هست که امیدوارم جوابی براشون باشه. برای تکثیر یک چیز (فرقی نمیکنه چی) ما اول از همه به یک چیزی نیاز داریم که اطلاعات مورد کپی رو بدست بیاره بعد چیز دیگه ای (یا همون چیز اول) نیاز هست که اطلاعات رو ثبت کنه بعد از این مرحله چیز دیگه ای باید باشه که بتونه این اطلاعات ثبت شده ررو بخونه و ازش استفاده کنه . باز تو همین مرحله روش های مختلف انتقال اطلاعات و فرمت ثبت اطلاعت بسیار مهمه و از اونجایی که این مسائل برای ما عادی شدن فکر میکنیم اطلاعات یک کتاب و یا یک سی دی همینطوری منظم و قابل دسترس هستند نه بدون طرح و برنامه. شما دقت کن برای ذخیره اطلاعات در یک دستگاه دیجیتال استاندارد های مختلفی هست که روز به روز پیشرفته تر میشه. حالا اون استاندارد ابتدائی برای انتققال اطلاعات موجود(ات)زنده اولیه از کجا آمده ؟ نظم و دقت و پیچیدگی اطلاعات ثبت شده در دی ان ای از کجا آمده ؟ روش رمزنگاری این اطلاعات از کجا آمده ؟ حتما اتفاقی و مرحله به مرحله پیشرفت کرده و به اینجا رسیده ؟

    —————–
    ناباور: درود دوست عزیز. همانطور که قبلا توضیح داده ام بحش پیدایش اولیه حیات کوچکترین ارتباطی به فرگشت ندارد. ابتدا عین مطلب را می آورم:
    «به یاد داشته باشید که نظریه فرگشت به توضیح پیچیدگی و تنوع موجودات زنده و چگونگی به وجود آمدن اندام پیچیده ای چون چشم می‌پردازد. فرگشت نظریه آغاز حیات نیست. آنها را با هم خلط نکنیم. در مورد چگونگی آغاز حیات نظریه های مختلفی هست. چیزی که هست معلوم است که این پدیده کاملا مادی بوده و به حیطه شیمی مربوط می‌شود. دانشمندان در آزمایش‌هایی که در آن جو اولیه زمین را بازسازی کرده‌اند؛ پیدایش برخی مواد پایه ای حیات و ملکول‌های ساده آلی را از مواد بی‌جان مشاهده کرده‌اند. به هر حال این موضوع جالبی است ولی ارتباطی با فرگشت پیدا نمی‌کند. فرگشت به توضیح پیچیدگی و تنوع حیات می‌پردازد. سوالاتی که همیشه در ذهن بشر بوده و برای هزاره ها تنها پاسخ افسانه ای و غیر حقیقی به آن داده شده است. ولی امروز به وسیله دانش و روش علمی سایه های وهم آلود خیال پیشینیان را زدوده، و بیشتر و بیشتر به درک روشن واقعیت‌ها نائل می‌شویم.»

    این است که این انتقاد که معمولا توسط مخالفان فرگشت مطرح می شود اصلا پذیرفتنی نیست. چون فرگشت ادعایی درباره آغاز بسیار ساده حیات ندارد. بلکه پیچیدگی و شگفتی عجیب جانداران را توضیح می دهد. و این توضیح یک توضیح کاملا مادی و عقلانی است و به ماوراطبیعه کوچکترین ارتباطی ندارد. (در این زمینه هنوز کم نوشته ام. در آینده بیشتر خواهم گفت)

    و اما در مورد پیدایش حیات. بر خلاف فرگشت که نظریه ای پرقدرت و پاسخگوست؛ در مورد آغاز اولیه حیات هنوز فرضیه های متفاوتی وجود دارند. گفتید در این مورد مطلب خاصی پیدا نکردید. اگر انگلیسی خوب می دانید ابتدا مقاله آن را در ویکی پدیا بخوانید. دید کلی نسبت به فرضیه های موجود پیدا می کنید: http://en.wikipedia.org/wiki/Abiogenesis

    ببینید دوست عزیز شاید به نظرتان به وجود آمدن خودبخودی حیات ساده اولیه از فیزیک و شیمی طبیعی غیر ممکن به نظر برسد. در مورد توانایی کپی کردن و بازخوانی اطلاعات هم مثال خوبی زدید. بد نیست بدانیم که فرگشت (تکامل) فقط در مورد جانداران زنده کاربرد ندارد و اگر نیک بنگریم میبینیم که این یک چیز عقلی است. شما هر چیزی (هر چیزی) داشته باشید که در آن این سه فاکتور باشد، در آن فرگشت رخ می دهد:
    ۱. تغییر
    +
    ۲. انتخاب

    ۳. انتقال (کپی برداری)

    یعنی هر سیستم (هر چه قدر هم در ابتدا ساده) که این سه را داشته باشد خود به خود فرگشت در آن رخ می دهد. مثلا برخی، فرهنگ و زبان را حاصل فرآیند مشابهی می دانند. یا مثلا برخی حدس می زنند با پیشرفته شدن کامپیوترها ممکن است برنامه هایی به وجود بیایند که فرگشت پیدا کنند. فرگشت هم با وجود اینکه طراحی شده به نظر می رسد یک فرآیند کاملا بدون شعور است و البته در آن پیشبینی و هدف مشخص وجود ندارد. (مشکل اصلی فرگشت با اعتقاد به آفرینش هوشمند همین است)

    برای اینکه بهتر متوجه نظم بدون ناظم (هوشمند) شوید یک مثال می زنم. شاید به مطلب ارتباطی نداشته باشد ولی ذهن را در این مورد باز می کند که مواد آلی اولیه در سوپ آغازین حیات چه طور توانسته اند قادر به تولید نوعی نظم شوند. مثلا شن های ساحل را در نظر بگیرید. همه این شن ها با نظم و ترتیب و یک اندازه در ساحل وجود دارند. ولی فرآیندی که این شن ها را به وجود آورده با وجود اینکه نوعی نظم به وجود آورده هوشمند نبوده است. سنگ های ریز و درشت در طول میلیون ها سال با فرسایش دائمی در اثر برخورد امواج دریا کم کم یکدست تر شده اند تا جاییکه به جایی رسیدند که آن سنگ های ریز و درشت اولیه به شکل شن های یک دست در آمده اند.

    البته موضوع پست بالا فرگشت بوده و پیدایش حیات نبوده است. راستش فرگشت یکجورهایی جالبتر است! چون می فهمیم چشم و دست و پا و جانوران و «خودمان» چگونه به طور تدریجی به وجود آمده ایم. این فرآیند؛ فرآیندی مثل ساخت یک سی دی یا طراجی یک ساعت نبوده. هر چند نتیجه نهایی آن (جانداران) به این دستگاه ها «شبیه» هستند.

    یکی از دوستان خوبم مقاله جالبی در مورد این مساله دارند. البته سایتش پول تر است؛ به شدت توصیه می کنم از پول تر شیک‌ن استفاده کرده و مقاله را بخوانید: پیدایش حیات

    شاد و پیروز باشید

  17. بهتر نبود ببجای حذف کامنت من به سوال هام جواب میدادی ؟

    —————
    ناباور: دوست عزیز؛ گمانتان درست نبوده. نمی دانم چرا جدیدا خیلی ها سریع به این نتیجه می رسند! در سیستم وبلاگ وردپرس تنظیمی هست برای پذیرفتن کامنت. و من آن را فعال کرده ام. یعنی پیش از نمایش داده شدن کامنت باید آن را تایید کنم. من هم گاهی دیرتر سر می زنم این است که شاید پیام دوستان دیرتر تایید شود. ولی پاک نخواهد شد. من هر گونه کامنت انتقادی (حتی حاوی ناسزا و فحش متوسط) را تایید می کنم. ولی برخی دوستان معتقد علاقه خاصی به یک سری واژگان بسیار رکیک دارند و جز فحش های متوالی پیام دیگری ندارند! آنها را اگر تغییر رویه ندهد تایید نمی کنم.

    + مطالبی چون مطلب انتقادی و جالب شما هیچگاه پاک نخواهند شد. مطمئن باشید.

    شاد باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: