ویدیو علمی فارسی: پاسخ به ایراداتی که از فرگشت می‌گیرند

با درود بر همگان! در راستای پیشرفت سطح علمی جامعه در سال جهانی فرگشت (۲۰۰۹) یک ویدیوی علمی دیگر هم به فارسی ترجمه کردم. در این ویدیو ۱۰ دلیل عمدۀ مخالفان فرگشت [تکامل] مطرح شده، و سپس به هر کدام از این انتقادات به طور علمی پاسخ داده شده است. زبان این ویدیوی کوتاه و آموزنده ساده بوده و مناسب برای هر پیش‌زمینۀ آموزشی است. پیشنهاد می‌شود از این پس هر جا با مخالفان دانش فرگشت و طرفداران خلقتگرایی یا آفرینش هوشمند روبرو شدید آنها را به این ویدیو ارجاع دهید!

ویدیو در کانال علمی فرگشت در یوتیوب http://youtube.com/Fargasht قرار گرفته است. همچنین فایل ویدیو به حجم ۲۲ مگابایت برای علاقمندان دانلود در دسترس است.

۱۰ دلیل عمده‌ای که مخالفان فرگشت اشتباه می‌کنند

مشاهده ویدیو:

۱. در Youtube

۲. در Facebook

۳. بدون فیلتر: Video

دانلود ویدیو:

۱. از Rapidshare

۲. از Mediafire

+ علاوه بر این، برای علاقمندان به اطلاعات بیشتر در این زمینه دو مقاله علمی موجود است:

۱. هفت انتقاد بی اساس از فرگشت

۲. هفت برداشت نادرست از فرگشت

+ فراگیری این مفاهیم علمی در ایران با مشکلات زیادی روبروست. نخستین مشکل، نشر بسیار محدود کتاب‌های عامه-فهم علم است، که هم به خاطر کمبود متقاضی است و هم معضل محدودیت‌های نشر. دومین مشکل این است که آن اندک آثاری هم که در این زمینه‌ها ترجمه و چاپ می‌شوند اغلب کتاب‌های ضد علم هستند! جای تاسف است که در بازار کتاب ایران، کتاب‌های ضد-علمیِ فرد بی‌دانشی چون«هارون یحیی» با استقبال روبرو می‌شوند، درحالیکه کتاب‌های پایه‌ای علمی در این زمینه هرگز رنگ ویترین کتاب‌فروشی‌ها را نمی‌بینند. برای نمونه ایراداتی که توسط این نویسندۀ ترک موسوم به هارون یحیی از فرگشت گرفته می‌شود کاملا غیرعلمی بوده و ناشی از عدم آشنایی او با اصول اولیۀ زیست‌شناسی است. به خواندن ادامه دهید

آیا طراحی بدون طراح ممکن است؟

با درود به همگی عزیزان. امروز می‌خواهم مطلب بسیار مهمی را در پاسخ به یک کامنت وارده مطرح کنم. درون‌مایهٔ این مطلب (امیدوارم توانسته باشم حتی اندکی از مطلب را برسانم) همانند میوهٔ ممنوعه‌ای است که آدم و حوا خوردند و وقتی خوردند دیگر راه بازگشتی برایشان نبود چون به معرفت رسیده بودند! پس گفته باشم اگر دوست دارید ندانید نخورید ببخشید نخوانید! من معمولا پاسخ خیلی از انتقادها را در یک پست جداگانه نمی‌دهم. ولی این یکی انتقادی است که صادقانه، دلسوزانه و بی‌ریا مطرح شده. ضمن اینکه واشکافی این نقد می‌تواند موجبِ مطرح شدن انبوهی از مطالب کلیدی شود. این متن بصورت کامنتی در «وبلاگ فرگشت» در انتقاد به این مطلب فرستاده شده است: «تعارض‌های فرگشت (تکامل) با دین»

دوست گرامی، تلاش شما برای بالا بردن سطح آگاهی عمومی قابل تقدیر و ستودنیست. اما موردی به ذهنم می رسه که فکر کردم در همون ابتدای کار وبلاگتون باهاتون در میون بذارم.

من دانشجوی کارشناسی ارشد زیست شناسی در دانشگاه تهران هستم. از مدت ها قبل از ورود به دانشگاه هم به فرگشت علاقه مند بودم و مطالعه می کردم. می خواستم بگم که به نظر من تناقضی میان علم به طور عام و نظریه فرگشت به طور خاص با مفهوم خدا ( لفظ عام، خدا انواع مختلفی دارد) و یا دین وجود نداره. فرگشت یک نظریه ی علمی است که کوچکترین اظهار نظری در مورد وجود یا عدم وجود خدا نمی کنه. با فرگشت نه می توان وجود خدا رو اثبات کرد و نه رد. در مورد بر هان نظم که فرمودین یک معتقد به این برهان می تواند بگوید: خوب پس نظم می تواند در اجزای شیمیایی تشکیل دهنده ی حیات وجود داشته باشد و نهادینه باشد و در طی پروسه ی فرگشت و بوجود آمدن حیات این نظم به اشکال مختلف سر بر آورده و این نظم نشان دهنده ی ناظم است. و شما می توانید با ارائه ی یک سری دلایل بگویید که نظم نهادینه شده در اجزای شیمیای از ناظم نیست بلکه از یک سری پروسه ی علمی قبلی است. و این بحث تا ابد ادامه می یابد!!!!

بسیاری از دانشمندان که تصادفا پایه گذار سنتز فرگشتی نوین هم می باشند افرادی کاملا دینی و معتقد به خدا بوده اند ( همانطور که خیلی ها هم نبوده اند) به نظر شما اگر تناقضی بین فرگشت و دین و خدا وجود می داشت این افراد نباید اولین کسانی می بودند که بی خدا می شدند؟ افرادی مانند: دابژانسکی، فیشر، رایت، بارت و دهها دانشمند فرگشتی دیگر. حرف من این است که از یک نظریه علمی مثل فرگشت هر کسی برداشتی مطابق با جهانبینی و سلیقه ی خود می کند. یکی مثل داوکینز آنرا نشانه ی عدم وجود خدا می داند و یکی مثل دابژانسکی آنرا وسیله ی خدا برای خلقت می شمارد. نظر هیچکدام هم بر نظر دیگری از لحاظ علمی و منطقی ذره ای ارجحیت ندارد. حقیقت علمی خود پروسه فرگشت است که هر دو آنرا پذیرفته اند.

مطلب دیگر اینکه خدا لفظی است عام. انواع مختلف خدا داریم: از خدای شخصی موجود در عرش گرفته تا خدای غیر شخصی و بی نهایت اسپینوزا و اینشتین ( که شما در متن وی را اشتباها بی خدا خواندید) که خود را در قوانین علمی نمایان می سازد. علم ممکن است که بعضی از این خدایان را مردود نماید، اما در مورد بعضی دیگر مثل همین خدای اسپینوزا سازگاری و هماهنگی کامل دارد.

سخن من این است که اگر واقعا قصد بالا بردن سطح سواد علمی مردم کشورمان را دارید به نظر من بهتر است از متناقض نشان دادن مساله فرگشت و خدا و دین پرهیز کنید. چون همانطور که گفتم ذاتا تناقضی میان فرگشت و خدا وجود ندارد. تمام کسانی که از فرگشت برای تایید یا رد وجود خدا استفاده کرده اند، نظر شخصی خودشان را گفته اند. فرگشت کاری به کار خدا ندارد. پست های علمی که در مورد فرگشت انسان می گذارید بسیار جذاب هستند بدون اینکه بخواهند خدا را اثبات یا رد کنند. اما اگر هدف شما در این وبلاگ چیزی غیر از کار علمی است خوب حرفی باقی نمی ماند. این وبلاگ شماست و من به خودم اجازه نمی دهم به شما بگویم چه بنویسید یا چه ننویسید. اینها تنها نظرات من بود که با شما در میان گذاشتم. پی نوشت: در مورد ادعای بی خدایی اینشتین: جمله ای از یکی از نامه های اینشتین به یک خاخام یهودی:

In 1929, Einstein told Rabbi Herbert S. Goldstein «I believe in Spinoza’s God, who reveals Himself in the lawful harmony of the world, not in a God Who concerns Himself with the fate and the doings of mankind منبع: + و +

پیش از شروع مطلب ابتدا می‌خواهم از شما دوست عزیز سپاسگزاری کنم بابت محبتی که به وبلاگ فرگشت داشتید، و ابراز علاقه‌ای که به آموزش علم برای عموم نموده‌اید. فکر می‌کنم از این نظر ما در یک سمت و سو قرار داریم. من باور دارم که برای پیشبرد و گسترش علم در جامعه ما بایستی همگی -چه دیندار و چه بیدین- کوشا باشیم. در نهایت ما هر دو در یک باور مشترکیم: خفنیت علم! 🙂

همچنین پیش از پراختن به اصل مطلب، می‌خواهم تاکید کنم که «وبلاگ فرگشت» یک وبلاگ علمی است و سیاست کلی آن گسترش علم است نه نقد دین. (آن مطلب در ارتباط دین و فرگشت استثنا بود) پس حتما آن را دنبال کنید و به دوستان خود پیشنهاد دهید. مطالب علمی خوبی در آن قرار خواهد گرفت. من برای نوشتن مطالب نقد دین  و رابطۀ دانش و دین از وبلاگ شخصیم (یعنی همین وبلاگ ناباور) استفاده می‌کنم نه از وبلاگ فرگشت.

مطالبی که عنوان خواهم کرد همگی در نقد این کامنت نخواهند بود؛ و من شخصا فکر می‌کنم نویسنده خردورزتر از این چیزهاست و مشکلی با این مسائل ندارد. ولی جهت محکم‌کاری و روشن نمودن افکار عمومی از ریشه‌ها شروع می‌کنم! ابتدا در مورد برهان نظم. ببینید همانطور که می‌دانید فرگشت پدیده‌ای کاملا مادی است که بر اساس قوانین مادی جهان و بدون دخالت هوش به هر شکل ممکن اتفاق می‌افتد. (یا بهتر است بگوییم می‌تواند اتفاق بیافتد) حال یک فرد خلقت‌گرا می‌تواند ادعا کند که هوشی به طور پنهانی فرگشت را هدایت می‌کند یا اصلا باعث شده که فرآیند فرگشت استارت بخورد و امکان‌پذیر باشد، که ما قادر به مشاهده یا آزمون این مدارک نیستیم. دقیقا به همین دلیل هم هست که ما نمی‌توانیم به فردی که می‌گوید هم خدا هست و هم فرگشت، بگوییم نه اصلا چنین چیزی ممکن نیست. بله ممکن است چنین باشد ولی آیا شواهدی آن را پشتیبانی می‌کند؟ خیر. در بند بعد مسئله را باز می‌کنم.

Growing Up in the Universe
این جلد یک مجموعۀ علمی دربارۀ فرگشت است به نام «رشد در جهان» که توسط ریچارد داوکینز در سال ۱۹۹۱ برای کودکان و نوجوانان اجرا شده است. با اینکه برای کودکان ساخته شده به نظر من برای تمام سنین بسیار جالب و آموزنده است! ۵ اپیزود آنرا می‌توانید به رایگان! دراینجا ببینید یا دانلود کنید: Growing Up in the Universe نگران انگلیسی آن نباشید! داوکینز بسیار ساده و شفاف صحبت می‌کند، ضمن اینکه می‌توانید متن این ویدیوها را هم ببینید. اپیزود ۲ موضوع این پست یعنی طراحی است.

ما انسان‌ها در زندگی روزمره چیزهای مختلفی می‌بینیم؛ چیزهایی مثل چرخ، بشقاب، ساعت به خواندن ادامه دهید

چرا مغزمان بزرگ شده و چطور باهوش شدیم؟

با درود. پست امروز در واقع کامنتی است در پاسخ به سوال دوستی در انجمن گفتگوی آزاد:

من در این جا پرسش‌های خود را پیرامون فرگشت (تکامل) مطرح می‌کنم که این پرسش‌ها شاید برای خیلی از دوستان پیش آمده باشد.
1-چرا در روند فرگشت، تنها انسان دارای این اندازه هوش است ؟
2- آیا هوش و استعداد هم در روند فرگشت دگرگون می شود ؟
3- اساسا هوش و ذهن و روان چه هستند و پیوند آن ها با مغز چیست . کارکرد آن ها چگونه است؟

من اول داشتم این متن را در انجمن اینترنتی گفتگو می‌نوشتم. بعد با خودم فکر کردم بد نیست آن را در وبلاگ هم بیاورم و با دوستان بیشتری در میان بگذارم. این سوال را خیلی‌ها پرسیده‌اند. اگر با وبلاگ ناباور آشنایی قبلی داشته باشید خواهید دانست که اینجا اصل بر «ساده‌گوییِ» مطالب علمی و غیرعلمی است. شاید این مطلب خوشایند برخی متخصصین نباشد ولی به هر حال باید در نظر داشته باشید که این یک وبلاگ شخصی است نه یک ژورنال علمی؛ و مخاطبش هم عام است نه خاص. بنابراین انتظار مطالب تخصصی و رفرانس‌های متعدد را نداشته باشید. همچنین من ادعای بیخطا بودن ندارم و از آنجاییکه دربارۀ خیلی رشته‌های متفاوت علمی تحقیق می‌کنم قطعا اشکالاتی دارم که خوشحال می‌شوم از متخصصان این رشته‌ها بیشتر بیاموزم. به نظر من این روش نوشتن ممکن است ضررهایی داشته باشد ولی در کل دو فایده دارد: ۱. توسط تعداد بیشتری خوانده می‌شود. ۲. جرقه اولیه برای علاقمندی بیشتر به مسائل علمی زده می‌شود. با این اوصاف می‌پردازم به مطلب.

مغز بشر واقعا پدیدۀ عجیبی است. با وجود اینکه ۲ درصد وزن کل بدن را تشکیل داده ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند. این همه مصرف انرژی بایستی که توجیه فرگشتی (تکاملی) قانع کننده‌ای پشتش داشته باشد. مغز جانوران از پیچیده‌ترین ساختارهای طبیعت هست و مغز انسان هم خب پیچیده‌ترینشان است. به طور کلی مغز در مهرده‌داران و بسیاری از بی‌مهرگان نقش «مرکزیت» سیستم عصبی را داراست. که خب سیستم عصبی به طور خلاصه وظیفه دریافت داده‌ها از محیط و تنظیم فعالیت‌های جانور مثل کنترل حرکت ماهیچه‌ها را بر عهده دارد. مغزهای اولیه بسیار ساده بودند. در جانوران ساده‌ای مثل «ستاره دریایی» سیستم عصبی فاقد مغز مرکزی است و تنها با گیرنده‌های حسی در بازوانش نسبت به اشیا و نور واکنش نشان می‌دهد؛ درحالیکه در جانداران باز هم ساده‌تری مثل «اسفنج دریایی» اصولا سیستم عصبی وجود ندارد. در طول فرگشت، ماهی‌ها و بعد دوزیستان مغزهای پیشرفته‌تری یافته‌اند که البته نسبت به جثه‌شان خیلی کوچک است. مغز خزندگان و بعد پرندگان باز هم پیشرفته‌تر شده. و در همین حین مغز پستانداران به وجود آمده که به نسبت پیچیدگی بیشتری دارد.  البته شواهد جدید نشان می‌دهند که قضیه به همین صاف و سادگی‌ها هم نیست که فرگشت مغز در جهان جانوران امری خطی بوده باشد که از ماهی‌ها شروع شده و بعد به خزندگان رسیده باشد و سپس به پستانداران ختم گردیده باشد. فرگشت به هیچ وجه امری خطی و مستقیم نیست. پیچ و خم‌های بسیار وجود دارد. به طور مثال امروزه معلوم شده که فرگشتِ هوشمندی به طریقی کاملا متفاوت در جانورانی چون سرپایان که حتی مهره‌دار هم نیستند اتفاق افتاده! + این مسئله برای من خیلی جالبه! چون شاخۀ جانوری مثل اختاپوس در زمان خیلی خیلی کهن‌تری از اجداد مهرده‌دارانی چون ما جدا گردیده؛ و در واقع همۀ این راه را در مسیری متفاوت پیموده است. برای همین است که وقتی به آن می‌نگرید انقدر عجیب و غریب می‌نماید! تا حدی که انگار فضایی است و از سیارۀ دیگر آمده! 🙂

می‌گفتم. باید بدانیم که ما به هیچ عنوان جدا از طبیعت نیستیم. سلول‌های مغزی ما (نورون‌ها)، انتقال‌دهنده‌های عصبی و اصلا کل بافت عصبی ما از همان جنسی هستند که در دیگر مهرده‌داران هم هست. مثلا وقتی شما مغز دیگر پستانداران را مطالعه می‌کنید هر چه آنها در «درخت فرگشتی حیات» به ما نزدیکترند مغزشان بیشتر شبیه ماست. مغز پستانداران به طور کلی از خزندگان پیچیده‌تر است و با پیشرفت «سیستم لیمبیک» مغز توانایی کارهای پیچیده‌تری را پیدا کرده مثل کنترل دمای بدن و گسترش حافظه و احساسات (پستانداران آگاهی بیشتری نسبت به خود و رابطه‌شان با محیط دارند) بخش مهمی که مغز پستانداران را از دیگر مهره‌داران، و مغز پستانداران عالی و «نخستی‌ها» را از دیگر پستانداران و مغز انسان را از دیگر نخستی‌ها متمایز می کند «قشر مغز» است. نئوکورتکس (از ماده خاکستری رنگ تشکیل شده. نئو به معنی نو؛ یعنی کورتکس جدید) در نخستی‌ها رشد بیشتری یافته و در انسان باز هم بزرگتر شده و امکان داشتن زبان و حافظهٔ تحلیلی را برایش امکان‌پذیر کرده است. دلایل مختلفی برای این رخداد ذکر شده از جمله تغییر عادات تغذیه‌ای و جنسی، شرایط محیطی و اجتماعی. به طور کلی مغز جانورانی که رفتار اجتماعی پیچیده‌تری دارند بزرگتر است.

مغز برخی از پستانداران
تصویر مغز برخی پستانداران. در این میان، مغز انسان بزرگترین‌شان نیست. بسیاری از آب‌بازان (مثل دلفین، نهنگ و بالن)‌ مغز برگتری دارند. همچنین کورتکس مغز انسان بیشترین شکنج (برآمدگی‌های فشرۀ بین چین‌ها که باعث می‌شود بیشتر از فضای کم داخل جمجمه استفاده شود) را ندارد. ولی از نظر نسبت وزن مغز به کل بدن؛ نسبت آن در انسان بیشتر است. همچنین کورتکس مغز انسان بیشترین تعداد نورون را دارد.

کاملا واضح است که هوشِ بیشتر به خواندن ادامه دهید

معرفی پروژه فرگشت و یک ویدیو

با درود به دوستان و رهگذرانی که از سر کنجکاوی یا کاملا شانسی به وبلاگ ناباور آمدند. پیش از هر چیز من یک عذرخواهی به خوانندگان دائمی وبلاگ بدهکارم. قرار نبود انقدر طولانی دودره شیم! ولی خب اول حوادث خیزش مردمی (که ترجیح می‌دم در این وبلاگ بازگو نشه) و بعد هم یک سری حوادث دیگر نگذاشت تا چنان که باید و شاید به یکسری از کارها برسم. این چند وقت از مطالب برخی وبلاگ‌ها و سایت‌های خوبِ مورد علاقه‌ام هم دور بوده‌ام و دلم برای مطالب عالی‌شان تنگ شده. امیدوارم بتوانم بیشتر در خدمت دوستان باشم.

راستش هر چند دیربازی است فعالیت‌های من در راستای شکگرایی و اندیشه انتقادی در وب فارسی کمرنگ شده، ولی خب کمپلت روزه سکوت نگرفته بودم! چند ویدیوی جالب به فارسی ترجمه شده که به مرور در همینجا معرفی خواهم شد.

Darwin Fargashtامروز می‌خواهم برای دست گرمی، نخستین ویدیو از سری ویدیوهایی «پروژه فرگشت» را به شما عزیزان تقدیم کنم. استارت این کار درست ۶ ماه پیش (در جریان روز داروین) زده شد. ولی به دلایلی از همان موقع تعطیل شد تا همین اواخر. البته ترجمه ویدیوهایی در این زمینه ادامه یافت که به مرور آپلود خواهند شد. حتما توجه دارید که ما در سال جهانی داروین به سر می‌بریم. با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی در این زمینه امید است که این پروژه کمکی هر چند کوچک در راه گسترش تفکر علمی و مدرک-محور در جامعه باشد. بهبود و ارتقا تفکر علمی و انتقادی در جامعه امروز امری بایسته و ضروری است. مغزی که مدرک-محور و علمی شده، دشوار بتواند هر خرافه و ظلم و بی منطقی را قبول کند.  پیش از معرفی ویدیو، شما را دعوت می‌کنم تا از امکانات پروژه فرگشت دیدن کنید:

۱. وبلاگ فرگشت: مشترک فید این وبلاگ شوید، و با خواندن مقالات علمی ساده‌ی آن اطلاعات عمومی خود را بالا ببرید. فرگشت یک وبلاگِ شخصی، سیاسی یا اعتقادی نیست. از هر دین و باور و عقیده‌ای که هستید از آن دیدن کنید. این صرفا یک وبلاگ علمی است با شعار: «بیشتر بدانیم».

۲. کانال علمی فرگشت: از این کانال در یوتیوب دیدن کنید و در صورت علاقه ساب نمایید. ما در وب فارسی با کمبود شدید ویدیوهای علمی مواجهیم. (حتی بدتر از وضعیت مقالات علمی!) در این کانال به مرور ویدیوهای جالب علمی قرار می‌گیرند. در حال حاضر، چندین ویدیوی کلیدی ترجمه شده که به تدریج آپلود شده و در وبلاگ فرگشت (به اضافه همین وبلاگ) معرفی خواهند شد.

۳. فیس‌بوک فرگشت: عضو صفحه فیس‌بوک ایرانیان علاقمند به دانش فرگشت (تکامل) و علوم مرتبط با آن شوید. بدین وسیله از اخبار جدید پروژه مطلع می‌شوید.

معرفی نخستین ویدیو: فرگشت و درخت زندگی

سیری در تاریخ حیات از آغاز تا به امروز در عرض شش دقیقه! با زیرنویس فارسی؛ با کیفیت HD «های دفینیشن». به خواندن ادامه دهید

حاشیه‌ای بر برنامه بی‌بی‌سی فارسی درباره منشا انسان

با درود به همگی دوستان مخالف و موافق، خوانندگان همیشگی و آنهایی که تازه آمدند! امروز می‌خواهم حاشیه‌ای بنویسم بر برنامه تلویزیونی نوبت شمای بی‌بی‌سی فارسی که ده دوازده روز پیش پخش شد. نام برنامه این بود: «نظر شما درباره منشا انسان چیست؟» متاسفانه اگر برنامه را به صورت زنده از ماهواره ندیدید؛ راهی برای مشاهده مجدد آن نیست. امکان مشاهده آنلاین آن هم در وبسایت بی‌بی‌سی وجود ندارد. من شانس آوردم و توانستم برنامه ضبط شده آن را ببینم. در هنگام دیدن برنامه مطالب بسیاری به ذهنم هجوم آورد که وقت نشد همان موقع بنویسم. ولی از آنجاییکه ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه‌است، الان به نکاتی چند اشاره می‌کنم. ابتدا در چند شماره نظرم را درباره خود برنامه می‌گم.

  • ۱. موضوع برنامه بسیار جالب بود و مسلما من از دیدن آن ذوق زده شدم! 🙂 اگر خبردار شدید که برنامه‌ای در زمینه‌های مورد علاقه ناباور پخش می‌شود، لطف کرده و مرا خبر کنید!
  • ۲. با اینکه موضوع برنامه جالب بود، ولی تماس‌ها و نظرات داده شده در این برنامه آنقدر نویدبخش نبود. جز این هم انتظاری نمی‌رفت. چون متاسفانه آگاهی عمومی در این زمینه به شدت کم است. البته نظرات درست هم تک و توک وجود داشت.
  • ۳. همانطورکه انتظار می‌رفت بی‌بی‌سی اصل بی‌طرفی را رعایت کرد. ولی متاسفانه اکثر دیدگاه‌های انعکاس یافته نادرست بودند. (حتی دیدگاه‌های موافق فرگشت) بیشتر به این خاطر که کسانی که زنگ زدند افراد مطلعی نبودند. شاید چون افراد مطلع داخل ایران قادر به اعلام آزادانه نظر خود نیستند.
  • ۴. نظرات مخالفان فرگشت (تکامل) انسان هم به طرز اعجاب آوری سطحی و پیش پا افتاده بود. من درک نمی‌کنم چرا این افراد برای یک بار هم که شده کتابی به دست نگرفته‌اند و در این مورد نخوانده‌اند! بی خبری تا کجا؟! البته این جهل و بیخبری عمومی در مورد پدیده فرگشت تا حدود زیادی برمی‌گردد به عدم آموزش اصولی آن در  سیستم آموزشی. همچنین سانسور و عدم اجازه چاپ کتاب‌ها و صحبت آزاد در این زمینه هم مزید علت بوده‌است. متاسفانه درحالیکه همه روزه مقالات و کتاب‌های بسیاری در این زمینه در جهان منتشر می‌شوند؛ در ایران کتب اولیه آن هم به زور یافت می‌شود. از وضعیت ترجمه آثار مشهور هم نپرسید که دریغ آور است! مشهورترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های علمی روز جهان در این زمینه در ایران ترجمه نمی‌شوند و وجود خارجی ندارند. این مساله خواب غفلت را سنگین‌تر کرده‌است. باید کاری کرد!
وبلاگ ناباور در بی‌بی‌سی فارسی
وبلاگ ناباور در برنامه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی به نام نوبت شما به عنوان یکی از صداهای موافق فرگشت در وبلاگستان فارسی معرفی شد. مطالبی که توضیح دادند از پست «برنامه‌های آشنایی با فرگشت به مناسبت روز داروین» انتخاب شده بود.

و اما حالا بپردازم به خود مطلب! ببینید عزیزان. این مساله بسیار مهم است. همانطور که در پست‌های سالگرد داروین عنوان کردم؛ چه چیزی برای یک انسان می‌تواند جالب‌تر و مهم‌تر از این باشد که بداند چگونه و چرا «خودش» به وجود آمده؟ واقعا حیف نیست ندانیم؟ متاسفانه جوی که در ایران امروز وجود دارد این است که: «ای آقا؛ هنوز که چیزی معلوم نشده که! خود دانشمندا هم نمی‌دونن ما از کجا اومدیم.» این کاملا اشتباه است. ما با دانش امروز واقعا می‌دانیم که انسان‌ها به مانند دیگر جانداران در فرآیند فرگشت از جانداران پیشین خود به وجود آمده‌اند. این مساله‌ای است که باید در ذهن‌ها جا بیافتد. دیگر گذشت آن زمان بیخبری و تردید. فرگشت انسان و جانوران یک ادعای بدون مدرک و کشککی نیست! بلکه یکی از جالب‌ترین، کامل‌ترین، و پژوهیده‌ترین شاخه های علمی به شمار می‌رود. مدارک علمی موجود برای فرگشت بیشمار است و انکار آن تنها از یک ذهن ناآشنا یا متعصب برمی‌آید. البته اکثرا زیر دسته ناآشنا قرار می‌گیرند. چون واقعا مدارک فرگشت برایشان توضیح داده نشده و نمی‌دانند. اگر بدانند قضیه برای بسیاری فرق خواهد کرد. اشتباهات و مغالطه‌های مطرح شده در مورد فرگشت انسان و فرگشت به طور کلی بسیار بود؛ ولی در اینجا تنها پاسخ دو تا از اصلی‌ترین انتقادهایی که هم در برنامه زنده و هم در وبسایت بی‌بی‌سی فارسی و بالاترین مطرح شده را می‌دهم.

شبهه ۱: اگر فرگشت واقعا اتفاق افتاده و جد ما میمون بوده‌، پس چرا میمون‌ها هنوز متکامل نشده‌اند و در همان سطح باقی مانده‌اند؟

این بدفهمی رایج چند بار در برنامه مطرح شد. و عجیب آنکه فردی پیدا نشد که زنگ بزند و پاسخ این شبهه پیش پا افتاده را بدهد!

نخست آنکه جد ما میمون نبوده! شامپانزه هم نبوده. ما و آنها باهم در جایی از زمان فرگشتی نیاکان مشترک داشته‌ایم. به خواندن ادامه دهید

در روز داروین چه گذشت؟

درود به همگی. خب نزدیک به یک هفته از روز داروین گذشته؛ و من نتونستم همه برنامه هام رو تا قبل از سالروز تولد داروین پیاده کنم. ببخشید برای این دیرکرد. امیدوارم در روز فرگشت (۳ آذر سال آینده) که ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب منشا گونه هاست جبران کنم! حتما توجه دارید که سال ۲۰۰۹ میلادی؛ در واقع سال داروین هست؛ و از دو جهت حائز اهمیت:

۱. ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین طراح نظریه فرگشت.

۲. ۱۵۰ امین سالگرد انتشار نظریه او در کتاب منشا گونه ها.

پس چه خوبه که از این فرصت استفاده کنیم و در طول سال بیشتر در مورد داروین حرف بزنیم و بیشتر در مورد فرگشت یاد بگیریم.

d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986

اما بیایید ببینیم در روز داروین چه گذشت؟! من خودم این چند روزه مشغول بودم و تازه الان چند ساعته که دارم برنامه های روز داروین رو مرور می‌کنم. عالی بوده!!! 😀 اگر از برنامه های زنده در موزه ها و دانشگاه ها بگذریم؛ نگران نباشید، چیزی زیادی از دست نداده‌ایم! اکثر برنامه های جالب روز داروین هنوز روی اینترنت موجود است که بهترین هایش در این پست معرفی خواهد شد. ولی ابتدا بگذارید مروری داشته باشیم روی برنامه‌های برگزارشده در روز داروین.

به گزارش بی‌بی‌سی در ۲۴ بهمن: «امروز مردم ۴۵ کشور جهان برای قدردانی از داروین، در قالب بیش از ۶۷۰ برنامه مختلف از جمله سخنرانی، فستیوال، همایش و مسابقه های متنوع، دویستمین سالروز تولد او و صدوپنجاهمین سالگرد انتشار مهم ترین کتابش را جشن می گیرند، ولی آیا موج بزرگداشت داروین به ایران هم رسیده است؟» کاوه فیضل اللهی مساله را چنین عنوان می‌کند: «در حال حاضر رویکرد نهادهایی مانند وزارت ارشاد که مجوز کتاب و نشریه را در ایران صادر می کند و ستادهای مربوط به برنامه ریزی آموزشی در بخش آموزش عالی، نادیده گرفتن علم تکامل و پاک کردن مساله است و هیچ یک از آثار علمی عامه فهم مشهور دنیا از نویسنده هایی مانند داوکینز، گولد، کارول، دوال، روس، مایر و خیلی های دیگر به فارسی ترجمه نشده است و مستندهای مربوطه هم از صدا و سیما پخش نمی شود.» وی همچنین اذعام کرد: «می توان اسم دوره اخیر را دوره سکوت گذاشت، چون تلاش می شود با پاک کردن صورت مساله، آن را نادیده بگیرند، ولی نظریه تکامل چارچوب نظری و شالوده کل علوم زیستی است.» (تاکیدها از من)

دوستان ما جوانان این مملکت باید این دوره سکوت را بشکنیم! فرگشت داروینی یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی نوع بشر در این سیاره است. اگر طرز به وجود آمدن خودمان برایمان مهم نباشد، واقعا چه چیزی می‌تواند برایمان مهم باشد؟!! داروین و ایده خطرناکش مهمند. 8)

در روز داروین، بسیاری از دانشگاه‌های جهان از جمله دانشگاه‌های هاروارد، کمبریج، اِم‌آی‌تی، برکلی، پنسیلوانیا و… برنامه‌های ویژه‌ای داشته‌اند. و البته موزه‌ها و مراکز علمی-فرهنگی نیز بسیار فعال بوده‌اند. موزه علوم طبیعی در لندن، برگزارکننده یکی از بزرگترین این مراسم بوده که به پخش فیلم و سخنرانی پرداخته‌ است. گویا در این جشن از مهمانان با کیک تولد و یک نوع سوپ نخودفرنگی که مطابق با دستور پخت زن داروین، اِما، آماده شده بوده پذیرایی کرده‌اند!

چارلز داروین بر روی تمبر و اسکناس
به مناسبت روز داروین، شرکت پست رویال میل بریتانیا، تمبرهایی را برای بزرگداشت او منتشر کرد. همچنین سکه‌های دو پوندی یادبود او با تصویر داروین چشم در چشم یک شامپانزه ضرب شد. این در حالی است که تصویر داروین از سال ۲۰۰۰ تا کنون روی  اسکناس‌های ۱۰ پوندی انگلیس نقش بسته‌است.

و اما اینترنت! سایت‌های مجلات و سازمان‌های مشهور، صفحات جالبی در بزرگداشت داروین تهیه کرده‌اند. برخی از این سایت‌ها با استفاده از جلوه های صوتی تصویری، آموختن درباره داروین و فرگشت را بسیار جذاب کرده‌اند!  اکثر اینها به زبان انگلیسی ساده هستند. اگر هم نخواستید دقیق شوید؛ یک مرور کلی داشته باشید. جالبند.

بی‌بی‌سی: در بخش مخصوص داروین، برنامه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی برای روز داروین و کلا سال داروین در نظر گرفته است. برای نمونه برنامه گالاپاگوس داروین از ویژه برنامه‌های داروینی بی‌بی‌سی است که معرفی شده است. یا خانه داروین در کنت. جالب است که تمام اسباب اثاثیه منزل داروین مرتب و دست نخورده باقی مانده‌اند! (bbc.com/darwin)

نشنال جئوگرافیک: در سایت کانال نشنال جئوگرافیک، می‌توانید مستند جدیدی که در مورد داروین ساخته شده به صورت تکه تکه ببینید. برنامه بسیار جالبی است که توسط ریچارد داوکینز با زبان بسیار سلیس و گویایش ارائه شده! من که خیلی لذت بردم. (قسمت آخر آن برایم جالب بود! عجیبه که چه طور کانال معتبری چون نشنال جئوگرافیک در برنامه ویژه علمی گذاشته که داوکینز در مورد احتمال وجود خدا هم حرفش را بزنه!  🙂 ایول! ) مجله نشنال جئوگرافیک هم مقاله جالبی به این مناسبت دارد. (natgeotv.com.darwin)

ساینتیفیک امریکن: داروین عکس روی جلد ماه ژانویه این مجله خوشنام بود. بخش جالبی درباره داروین بر روی سایت قرار گرفته‌است. همچنین دیدن بخش فرگشت سایت مجله خالی از لطف نیست. پادکست ۲۳ بهمن ساینتیفیک امریکن هم به روز داروین پرداخته است. در این پادکست با یکی از نوادگان داروین به اسم متیو چپمن گقتگو شده است. (شجره نامه خانواده داروین در ویکی‌پدیا) در حال حاضر این مقاله یکی از پربازدیدترین بخش‌های سایت است. البته مقاله بیشتر در مورد زندگینامه داروین است. بحث‌هایی هم در قسمت کامنت درگرفته که جالب است!

مجله علمی فوکس: این مطالب جالب را از دست ندهید! (این مجله مورد علاقه من است!) ابتدا باید کمی صبر کنید تا فلش لود شود. سپس می‌توانید آن را ورق بزنید. پیشنهاد می‌شود که در بالای صفحه سمت چپ روی آپشن کلیک کنید و کل این مطالب را در قالب یک فایل زیپ دانلود کنید. با این کار هر وقت که خواستید می‌توانید آن را به طور آفلاین مطالعه کنید.

از دیگر سایت‌های جالبی که روز داروین را پوشش دادند می‌توان اینها را نام برد: مجله ساینس، بریتانیکا، نیویورک تایمز، فوربس، دیسکاوری، ژورنال پژشکی لنست، ژنوم، مجله دیسکاور،  و… در واقع فکر نمی‌کنم سایت علمی یا خبری به زبان انگلیسی (و بسیاری دیگر زبان‌ها) وجود داشته باشد که در مورد روز داروین چیزی ننوشته باشد. ولی متاسفانه در وب فارسی…!

daafd988daafd984-d8afd8b1-d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986البته سایت‌های بسیار دیگری هم روز داروین را گرامی داشتند. در سایت‌های اجتماعی هم موضوع داروین داغ بود. مثلا در فیس بوک گروه  «۲۰۰ هزار نفر برای ۲۰۰ امین سالگرد» توانست در کمتر از دو هفته  بیش از ۲۰۰ هزار نفر عضو جمع کند. در این لینک هم چندین متن کوتاه و کم حجم پی‌دی‌اف برای دانلود وجود دارد. همچنین بد نیست آی کیوی داروینی خود را امتحان کنید! تا ببینید چه قدر در مورد او می‌دانید. (برای من شد ۸۹٪) راستی گوگل هم در روز داروین لوگوی خود را تغییر داد! در این لوگو از عناصر طبیعت که مورد علاقه داروین بودند استفاده شده است. سهره های جزیره گالاپاگوس در این لوگو نشان داده شده‌اند که تاثیر به سزایی در طرح نظریه فرگشت توسط داروین داشته‌اند.

+ برخی دوستان در وب فارسی هم روز داروین را گرامی داشته‌اند. اگر در مورد روز داروین نوشته اید و لینکتان در اینجا نیست؛ کامنت بگذارید تا لینکتان اضافه شود. بیایید امسال در مورد داروین و فرگشت بنویسیم. امیدوارم بیشتر شویم: ادای دين به داروين، به مناسبت 200 امين سالگرد تولدش/ داروین جلوتر از زمان خود و هنوز هم پرقدرت / چارلز داروین و نظریه انتخاب طبیعی/ کندو: روز داروین/ دویستمین سال تولد داروین/ فانوس آزاد: روز داروین/ داروین جان تولدت مبارک / تولد دویست سالگی داروین / بزرگداشت سالروز تولد داروین در بریتانیا / داروین دویست ساله شد / زنده باد داروین و تئوری تکامل / تقویم زندیق: زادروز داروین / داروین سرآمد دانشمندان جهان / ریچارد داوکینز از چارلز داروین می‌گوید / داروین، تولدت مبارک! / درآمریکا: چارلز داروین / داروین پارتی / دویست سال داروینچارلز داروین 200 ساله شد / دو سالگرد تولد خجسته / گزارش: دویستمین سالگرد تولد چارلز داروین

فرگشت (تکامل) و درخت زندگی

پیش از تعریف و پراختن به مفهوم درخت زندگی، می‌خواهم مطلبی را در ادامه پست قبلی بگویم. شاید برخی مکانیسم‌های فرگشت (تکامل) کمی پیچیده باشند، ولی ایده اصلی بسیار ساده و باشکوه است. آنقدر ساده است که برخی به خاطر سادگی نمی‌توانند باورش کنند! راستش یک مقدار عجیب است که چرا دانشمندان خیلی پیشتر از داروین به این نتایج نرسیده‌اند. شاید به خاطر عقاید انسان-محور آنها بوده که زیاد در این مورد کندکاو نکرده‌اند.

در حقیقت انسان‌ها هزاران سال پیش از داروین هم به نحوی از فرگشت اطلاع داشته‌اند و از آن سود می‌برده‌اند. اجداد ما از هزاران سال پیش که کم‌کم کشاورزی را اختراع کردند (البته شاید بتوان مورچه ها و موریانه ها را مخترعین اولیه کشاورزی دانست!) باعث فرگشت گیاهان کاشته شده به سمت خاص شدند. اگر یادتان باشد در پست قبل در مورد «انتخاب طبیعی» صحبت کردیم. انتخاب طبیعی به طور خلاصه یعنی بقا و بیشتر شدن بهترها. انسان در اهلی کردن حیوانات و گیاهان در واقع عمل انتخاب را انجام داده که به «انتخاب مصنوعی» مشهور است. مثلا انسان‌ها در طول هزاران سال بهترین و پربارترین گیاهان را انتخاب کرده‌اند. یا حیوانات را در طول سالیان سال اهلی کرده‌اند؛ تا جایی که اگر امروز این حیوانات در حیات وحش قرار بگیرند قادر به زنده ماندن بدون دخالت انسان نخواهند بود. چون انتخاب انسان‌ها بر اساس زنده ماندن این جانداران در حیات وحش نبوده، بلکه بر اساس رنگ، اندازه و دیگر ویژگی‌های مورد علاقه انسان بوده است؛ چیزهایی مثل شیر بیشتر، تخم مرغ بیشتر، گوشت بیشتر و… . یا مثلا در مورد حیواناتی چون اسب بر اساس قدرت و استقامت. برای نمونه، مردم عرب برای هزاران سال بهترین اسب‌ها را انتخاب کرده و آنها را وادار به تولید مثل کرده‌اند. در نتیجه نسل اسب‌هایی که دوست نداشتند ادامه نیافته است. به همین دلیل امروزه اسب عربی به خاطر ویژگی‌های خوبش شهرت فراوان دارد. یا یک مثال دیگر: سگ. سگ‌ها در اندازه ها و شکل‌های مختلف وجود دارند. فکر می‌کنید اینها چگونه به وجود آمده اند؟ با انتخاب مصنوعی انسان. مثلا انسان‌ها با انتخاب توله های کوچک و کوچک‌تر در طول نسل‌ها؛ یا پشمالو و پشمالوتر و دیگر ویژگی‌ها، این همه انواع مختلف را به وجود آورده‌اند. نسب همه این انواع سگ یکی است و به گرگ می‌رسد. در واقع انسان‌ها در طول نسل‌ها، آنهایی که بیشتر با انسان دمخور بوده‌اند انتخاب کرده‌اند. البته در فرگشت طبیعی، زمان بسیار طولانی‌تر بوده و به مرور زمان تفاوت‌ها بیشتر شده است.

درخت زندگی

داروین و درخت زندگی
شاید بتوان درخت زندگی را یکی از رومانتیک‌ترین موضوعات علمی دانست! تصور کنید ما و همگی جانداران روی کره زمین؛ یک‌جورهایی با هم فامیل هستیم! برخی فامیل دور و برخی نزدیک. در تصویر سمت راست برگی از نوشته های داروین را مشاهده می‌کنید.

و اما درخت زندگی! این یکی از جالب‌ترین مفاهیم علمی است! حالا بگویید چرا؟! چون بر اساس آن همه جانداران به هم مرتبطند و در زمان دور یا نزدیک، اجدادشان به هم می‌رسد. تمامی میلیون‌ها گونه موجودات زنده روی این کره خاکی از یک ریشه اند. از حیواناتی چون اسب و پنگوئن و انسان گرفته تا حشراتی چون مورچه و سوسک تا گیاهان و دیگر انواع حیات. 🙂 شگفت آور نیست؟!! به خواندن ادامه دهید