عموفیلترباف وبلاگ منو بستی؟

filter

عموفیلترباف – بعله!

وبلاگ منو بستی؟ – بعله!

پشت لیست انداختی؟ – بعله!

بابا اومده – چی چی اورده؟

VPN و TOR

—————-

آزاده عزیز لطف کرده و مرا به این بازی وبلاگی خاله/عمو فیلترباف! دعوت کرده. این چند وقت کلی بازی وبلاگی جالب دیدم که متاسفانه وقت نشد شرکت کنم. (مثلا اعترافات سبز) ولی این بار نتونستم جلوی خودمو بگیرم! پیش از آغاز باید بگم که درسته که این چیزایی که می‌گم همه می‌دونیم (چشم بسته غیب می‌گم!) ولی گفتنش چند تا فایده داره. اولا اگه نگم می‌مونه ته دلم! بالاخره این وبلاگ شخصیه و نویسندش یه آدمه مثل بقیه آدما با هزار جور فکر و خیال. قرار نیست من اینجا فقط از فیزیک، کیهان، فرگشت (تکامل) و فلسفه… بگم.  دوما باید گفت و گفت و باز هم گفت تا فراموش نشه. تا یادمون نره چی داره سرمون میاد. خردگرای آزاداندیش جناب ولتر فرموده‌است که:

من با آنچه می‌گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده‌ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی.

این یکی از زیباترین جملاتی است که به نظرم تاکنون گفته شده. بی‌رودربایستی می‌گم. بسی از گفته‌های مدعیان ارتباط با ماورا زیباتر و انسانی‌تر هست. نمی‌گم ما تو ایران از این روشنفکرها نداشتیم یا نداریم؛ ولی قطعا کم داشتیم و کم داریم. واقعا این بزرگان آزادی خواه در صدها سال پیش با چه دردسری چه چیزها می‌گفتند و شور برمی‌انگیختند. ولی ما امروز با این همه امکانات عجیب غریب اینترنت و رسانه، اندر خم یک کوچه‌ایم. به خواندن ادامه دهید

ده مغالطه رایج

اگر اولین بار است که به واژه مغالطه (مُ لِ طِ) برمی‌خورید، احتمالا مطالب این پست جمع و جور اهمیت به سزایی در زندگی شما خواهند داشت. اگر هم استاد تشخیص مغالطه هستید، خب یک مرور کلی ضرری ندارد. در ابتدا ببینیم اصلا این مغالطه مغالطه که می‌کنند چیست؟

  • مغالطه: مغلطه (مَ لَ طِ) با همدیگر. کلامی که مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند. مغلطه کردن: در اشتباه انداختن (دهخدا)
  • مغالطه: یا سَفسَطه جزئی از بحث است که به طور قابل اثباتی در منطق و فرم آن ایراد وجود دارد و بنابراین کل بحث را نامعتبر می‌سازد. مغالطه به استدلال و قیاس باطل برای دگرگون نشان دادن حقایق گفته می‌شود. مغالطه گو کسی است که از روی استدلال غلط به یک نتیجه‌ای درست یا غلط دست یافته و آن نتیجه را در دیگر نتیجه گیری‌ها به عنوان یک استدلال غلط بکار می‌گیرد. (ویکیپدیا)

و اما شاید بگین حالت خوشه ها! گیریم فهمیدیم این مغالطه ها چی هستند؛ حالا چه فایده ای داره؟!

۱. به ما کمک می کند تا در اندیشه مان از آنها اجتناب کنیم، و بتوانیم هنگامی که در بحثی علیه مان به کار گرفته شوند، آنها را تشخیص دهیم. آگاهی آمادگی می آورد.

۲. فهم اینکه چرا این این الگوهای برهان غلط اندازند، در فهم سرشت استدلال خوب به ما کمک خواهد کرد. هر مرض جدیدی که پزشکان کشف می کنند، آنان را از سرشت سلامتی آگاه تر می سازد، همین مطلب در منطق نیز صادق است. (سکولاریسم)

پس مهمه! شناخت مغلطه ها (مغالطات) بخش مهمی از منطق و اندیشه انتقادی هست. حالا این اندیشه انتقادی چیه؟

  • اندیشه انتقادی: اندیشهٔ انتقادی یعنی درست اندیشیدن در تلاش برای یافت آگاهی قابل اعتماد در جهان. این روش شامل فرآیندهای ذهنی تشخیص، تحلیل و ارزیابی داده‌هاست. به بیانی دیگر، هنر اندیشیدن پیرامون اندیشیدن خودتان در حالی که شما می خواهید اندیشه تان را بهتر، روشن تر، دقیق تر، یا قابل دفاع تر بنمایید.

کودکان با قدرت اندیشه انتقادی به دنیا نمی‌آیند، و این قابلیت را به طور طبیعی نیز ماورای اندازه‌ای که برای زنده ماندن نیاز دارند، کسب نمی‌کنند. بسیاری از انسان‌ها هیچگاه آن را یاد نمی‌گیرند. این روش به سادگی توسط والدین و آموزگار معمولی قابل آموزش به دانش‌آموزان نیست؛ بلکه نیاز به آموزش مربیان لازم برای مهارت‌های ویژهٔ اندیشه انتقادی است. (ویکیپدیا)

به طور خلاصه یعنی اینها چیزهایی هستند که باید آموخت. انسان به طور مادرزاد منتقد و مغلطه شناس اصولی به دنیا نمی‌آید! اینها چیزهایی است که سیستم آموزشی باید به سرمایه های مملکت یاد دهد که خب در مملکت گل و بلبل ما به جای پرورش دید انتقادی و شناخت مغالطه؛ دانش آموزان را به پذیرفتن مسائل از طریق ایمان و مغالطه تشویق می‌کنند! این است که باید خود یاد بگیریم. و وقتی یاد بگیریم می‌بینیم که نصف بیشتر استدلال هایی که در خانه؛ اداره؛ رادیو؛ تلویزیون و جراید می‌بینیم کشک و مغالطه هستند! 🙂 بحث شیرین اندیشه انتقادی و مغالطه ها بسیار مفصل است؛ ولی در این پست تنها۱۰ مغالطه مهم را به زبان بسیار ساده می‌آموزیم. علاقمندان می‌توانند برای مطالعه بیشتر به منابع اینترنتی معرفی شده در پایان پست مراجعه کنند. مثال‌ها برای شیرفهم شدن آمده است؛ زیاد جدی نگیرید! گرفتید هم خب گرفتید!

۱. مغالطه شخص ستیزی: اظهاراتی را غلط فرض کنیم چون از گوینده آن خوشمان نمی‌آید یا او را مغرض؛ خائن؛ جاسوس و… می‌دانیم. مثال:

کاوه: ناباور می‌گه نباید در انتخابات دهم شرکت کرد چون در کشوری که آزادی بیان و اندیشه نیست و حق انتخابی میون گزینه های مختلف وجود نداره؛ انتخابات جوکه!

مصطفی: نه بابا. اصلا مگه اون مرتیکه آدمه؟! یه کافر بی دین و ایمونه که نشسته اونجا داره واسه خودش زرت و پورت می‌کنه! اگه اون عقل داشت خدا و پیغمبرو زیر سوال نمی‌برد!

دقت کنید که اینجا مصطفی پاسخی به کاوه نمی‌دهد و فقط با حمله به شخص سعی می‌کند کل مطلب را غلط نشان دهد و آن را بی اعتبار کند. البته اینکه کسی را فاقد صلاحیت بدانیم به خودی خود مغالطه نیست؛ به شرطی که استدلال آن طرف را نقد کنیم و بگوییم چرا غلط می‌گوید.

۲. مغالطه خودت هم همین طور: این مغالطه به طور خلاصه همان قضیه «دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه» هست! این مغالطه معمولا در زمانی به کار برده می‌شود که یکی از طرفین پاسخی برای طرف مقابل ندارد و به همین دلیل تیغ اتهام را به طرف مقابل برمی‌گرداند تا فشار را از روی خود خارج کند. (این در واقع نوعی از مغالطه شخص ستیزی است که در بالا ذکر شد)

بیژن: حسن! خیلی خطرناکه حسن! نکش این کوفتیو! سیگار سمه. واسه خودت می‌گم.

حسن: زرشک! خودتم که سیگار می‌کشی!

در اینجا حسن تیغ انتقاد را به خود بیژن برمی‌گرداند که در واقع شاید دارد حرف درستی می‌زند. اینکه بیژن خودش سیگاری باشد یا نباشد فرقی در اصل استدلال او نمی‌کند که سیگار مضر است. رد ادعای بیژن توسط حسن به این روش مغالطه است. به خواندن ادامه دهید

در روز داروین چه گذشت؟

درود به همگی. خب نزدیک به یک هفته از روز داروین گذشته؛ و من نتونستم همه برنامه هام رو تا قبل از سالروز تولد داروین پیاده کنم. ببخشید برای این دیرکرد. امیدوارم در روز فرگشت (۳ آذر سال آینده) که ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب منشا گونه هاست جبران کنم! حتما توجه دارید که سال ۲۰۰۹ میلادی؛ در واقع سال داروین هست؛ و از دو جهت حائز اهمیت:

۱. ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین طراح نظریه فرگشت.

۲. ۱۵۰ امین سالگرد انتشار نظریه او در کتاب منشا گونه ها.

پس چه خوبه که از این فرصت استفاده کنیم و در طول سال بیشتر در مورد داروین حرف بزنیم و بیشتر در مورد فرگشت یاد بگیریم.

d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986

اما بیایید ببینیم در روز داروین چه گذشت؟! من خودم این چند روزه مشغول بودم و تازه الان چند ساعته که دارم برنامه های روز داروین رو مرور می‌کنم. عالی بوده!!! 😀 اگر از برنامه های زنده در موزه ها و دانشگاه ها بگذریم؛ نگران نباشید، چیزی زیادی از دست نداده‌ایم! اکثر برنامه های جالب روز داروین هنوز روی اینترنت موجود است که بهترین هایش در این پست معرفی خواهد شد. ولی ابتدا بگذارید مروری داشته باشیم روی برنامه‌های برگزارشده در روز داروین.

به گزارش بی‌بی‌سی در ۲۴ بهمن: «امروز مردم ۴۵ کشور جهان برای قدردانی از داروین، در قالب بیش از ۶۷۰ برنامه مختلف از جمله سخنرانی، فستیوال، همایش و مسابقه های متنوع، دویستمین سالروز تولد او و صدوپنجاهمین سالگرد انتشار مهم ترین کتابش را جشن می گیرند، ولی آیا موج بزرگداشت داروین به ایران هم رسیده است؟» کاوه فیضل اللهی مساله را چنین عنوان می‌کند: «در حال حاضر رویکرد نهادهایی مانند وزارت ارشاد که مجوز کتاب و نشریه را در ایران صادر می کند و ستادهای مربوط به برنامه ریزی آموزشی در بخش آموزش عالی، نادیده گرفتن علم تکامل و پاک کردن مساله است و هیچ یک از آثار علمی عامه فهم مشهور دنیا از نویسنده هایی مانند داوکینز، گولد، کارول، دوال، روس، مایر و خیلی های دیگر به فارسی ترجمه نشده است و مستندهای مربوطه هم از صدا و سیما پخش نمی شود.» وی همچنین اذعام کرد: «می توان اسم دوره اخیر را دوره سکوت گذاشت، چون تلاش می شود با پاک کردن صورت مساله، آن را نادیده بگیرند، ولی نظریه تکامل چارچوب نظری و شالوده کل علوم زیستی است.» (تاکیدها از من)

دوستان ما جوانان این مملکت باید این دوره سکوت را بشکنیم! فرگشت داروینی یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی نوع بشر در این سیاره است. اگر طرز به وجود آمدن خودمان برایمان مهم نباشد، واقعا چه چیزی می‌تواند برایمان مهم باشد؟!! داروین و ایده خطرناکش مهمند. 8)

در روز داروین، بسیاری از دانشگاه‌های جهان از جمله دانشگاه‌های هاروارد، کمبریج، اِم‌آی‌تی، برکلی، پنسیلوانیا و… برنامه‌های ویژه‌ای داشته‌اند. و البته موزه‌ها و مراکز علمی-فرهنگی نیز بسیار فعال بوده‌اند. موزه علوم طبیعی در لندن، برگزارکننده یکی از بزرگترین این مراسم بوده که به پخش فیلم و سخنرانی پرداخته‌ است. گویا در این جشن از مهمانان با کیک تولد و یک نوع سوپ نخودفرنگی که مطابق با دستور پخت زن داروین، اِما، آماده شده بوده پذیرایی کرده‌اند!

چارلز داروین بر روی تمبر و اسکناس
به مناسبت روز داروین، شرکت پست رویال میل بریتانیا، تمبرهایی را برای بزرگداشت او منتشر کرد. همچنین سکه‌های دو پوندی یادبود او با تصویر داروین چشم در چشم یک شامپانزه ضرب شد. این در حالی است که تصویر داروین از سال ۲۰۰۰ تا کنون روی  اسکناس‌های ۱۰ پوندی انگلیس نقش بسته‌است.

و اما اینترنت! سایت‌های مجلات و سازمان‌های مشهور، صفحات جالبی در بزرگداشت داروین تهیه کرده‌اند. برخی از این سایت‌ها با استفاده از جلوه های صوتی تصویری، آموختن درباره داروین و فرگشت را بسیار جذاب کرده‌اند!  اکثر اینها به زبان انگلیسی ساده هستند. اگر هم نخواستید دقیق شوید؛ یک مرور کلی داشته باشید. جالبند.

بی‌بی‌سی: در بخش مخصوص داروین، برنامه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی برای روز داروین و کلا سال داروین در نظر گرفته است. برای نمونه برنامه گالاپاگوس داروین از ویژه برنامه‌های داروینی بی‌بی‌سی است که معرفی شده است. یا خانه داروین در کنت. جالب است که تمام اسباب اثاثیه منزل داروین مرتب و دست نخورده باقی مانده‌اند! (bbc.com/darwin)

نشنال جئوگرافیک: در سایت کانال نشنال جئوگرافیک، می‌توانید مستند جدیدی که در مورد داروین ساخته شده به صورت تکه تکه ببینید. برنامه بسیار جالبی است که توسط ریچارد داوکینز با زبان بسیار سلیس و گویایش ارائه شده! من که خیلی لذت بردم. (قسمت آخر آن برایم جالب بود! عجیبه که چه طور کانال معتبری چون نشنال جئوگرافیک در برنامه ویژه علمی گذاشته که داوکینز در مورد احتمال وجود خدا هم حرفش را بزنه!  🙂 ایول! ) مجله نشنال جئوگرافیک هم مقاله جالبی به این مناسبت دارد. (natgeotv.com.darwin)

ساینتیفیک امریکن: داروین عکس روی جلد ماه ژانویه این مجله خوشنام بود. بخش جالبی درباره داروین بر روی سایت قرار گرفته‌است. همچنین دیدن بخش فرگشت سایت مجله خالی از لطف نیست. پادکست ۲۳ بهمن ساینتیفیک امریکن هم به روز داروین پرداخته است. در این پادکست با یکی از نوادگان داروین به اسم متیو چپمن گقتگو شده است. (شجره نامه خانواده داروین در ویکی‌پدیا) در حال حاضر این مقاله یکی از پربازدیدترین بخش‌های سایت است. البته مقاله بیشتر در مورد زندگینامه داروین است. بحث‌هایی هم در قسمت کامنت درگرفته که جالب است!

مجله علمی فوکس: این مطالب جالب را از دست ندهید! (این مجله مورد علاقه من است!) ابتدا باید کمی صبر کنید تا فلش لود شود. سپس می‌توانید آن را ورق بزنید. پیشنهاد می‌شود که در بالای صفحه سمت چپ روی آپشن کلیک کنید و کل این مطالب را در قالب یک فایل زیپ دانلود کنید. با این کار هر وقت که خواستید می‌توانید آن را به طور آفلاین مطالعه کنید.

از دیگر سایت‌های جالبی که روز داروین را پوشش دادند می‌توان اینها را نام برد: مجله ساینس، بریتانیکا، نیویورک تایمز، فوربس، دیسکاوری، ژورنال پژشکی لنست، ژنوم، مجله دیسکاور،  و… در واقع فکر نمی‌کنم سایت علمی یا خبری به زبان انگلیسی (و بسیاری دیگر زبان‌ها) وجود داشته باشد که در مورد روز داروین چیزی ننوشته باشد. ولی متاسفانه در وب فارسی…!

daafd988daafd984-d8afd8b1-d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986البته سایت‌های بسیار دیگری هم روز داروین را گرامی داشتند. در سایت‌های اجتماعی هم موضوع داروین داغ بود. مثلا در فیس بوک گروه  «۲۰۰ هزار نفر برای ۲۰۰ امین سالگرد» توانست در کمتر از دو هفته  بیش از ۲۰۰ هزار نفر عضو جمع کند. در این لینک هم چندین متن کوتاه و کم حجم پی‌دی‌اف برای دانلود وجود دارد. همچنین بد نیست آی کیوی داروینی خود را امتحان کنید! تا ببینید چه قدر در مورد او می‌دانید. (برای من شد ۸۹٪) راستی گوگل هم در روز داروین لوگوی خود را تغییر داد! در این لوگو از عناصر طبیعت که مورد علاقه داروین بودند استفاده شده است. سهره های جزیره گالاپاگوس در این لوگو نشان داده شده‌اند که تاثیر به سزایی در طرح نظریه فرگشت توسط داروین داشته‌اند.

+ برخی دوستان در وب فارسی هم روز داروین را گرامی داشته‌اند. اگر در مورد روز داروین نوشته اید و لینکتان در اینجا نیست؛ کامنت بگذارید تا لینکتان اضافه شود. بیایید امسال در مورد داروین و فرگشت بنویسیم. امیدوارم بیشتر شویم: ادای دين به داروين، به مناسبت 200 امين سالگرد تولدش/ داروین جلوتر از زمان خود و هنوز هم پرقدرت / چارلز داروین و نظریه انتخاب طبیعی/ کندو: روز داروین/ دویستمین سال تولد داروین/ فانوس آزاد: روز داروین/ داروین جان تولدت مبارک / تولد دویست سالگی داروین / بزرگداشت سالروز تولد داروین در بریتانیا / داروین دویست ساله شد / زنده باد داروین و تئوری تکامل / تقویم زندیق: زادروز داروین / داروین سرآمد دانشمندان جهان / ریچارد داوکینز از چارلز داروین می‌گوید / داروین، تولدت مبارک! / درآمریکا: چارلز داروین / داروین پارتی / دویست سال داروینچارلز داروین 200 ساله شد / دو سالگرد تولد خجسته / گزارش: دویستمین سالگرد تولد چارلز داروین

فرگشت (تکامل) و درخت زندگی

پیش از تعریف و پراختن به مفهوم درخت زندگی، می‌خواهم مطلبی را در ادامه پست قبلی بگویم. شاید برخی مکانیسم‌های فرگشت (تکامل) کمی پیچیده باشند، ولی ایده اصلی بسیار ساده و باشکوه است. آنقدر ساده است که برخی به خاطر سادگی نمی‌توانند باورش کنند! راستش یک مقدار عجیب است که چرا دانشمندان خیلی پیشتر از داروین به این نتایج نرسیده‌اند. شاید به خاطر عقاید انسان-محور آنها بوده که زیاد در این مورد کندکاو نکرده‌اند.

در حقیقت انسان‌ها هزاران سال پیش از داروین هم به نحوی از فرگشت اطلاع داشته‌اند و از آن سود می‌برده‌اند. اجداد ما از هزاران سال پیش که کم‌کم کشاورزی را اختراع کردند (البته شاید بتوان مورچه ها و موریانه ها را مخترعین اولیه کشاورزی دانست!) باعث فرگشت گیاهان کاشته شده به سمت خاص شدند. اگر یادتان باشد در پست قبل در مورد «انتخاب طبیعی» صحبت کردیم. انتخاب طبیعی به طور خلاصه یعنی بقا و بیشتر شدن بهترها. انسان در اهلی کردن حیوانات و گیاهان در واقع عمل انتخاب را انجام داده که به «انتخاب مصنوعی» مشهور است. مثلا انسان‌ها در طول هزاران سال بهترین و پربارترین گیاهان را انتخاب کرده‌اند. یا حیوانات را در طول سالیان سال اهلی کرده‌اند؛ تا جایی که اگر امروز این حیوانات در حیات وحش قرار بگیرند قادر به زنده ماندن بدون دخالت انسان نخواهند بود. چون انتخاب انسان‌ها بر اساس زنده ماندن این جانداران در حیات وحش نبوده، بلکه بر اساس رنگ، اندازه و دیگر ویژگی‌های مورد علاقه انسان بوده است؛ چیزهایی مثل شیر بیشتر، تخم مرغ بیشتر، گوشت بیشتر و… . یا مثلا در مورد حیواناتی چون اسب بر اساس قدرت و استقامت. برای نمونه، مردم عرب برای هزاران سال بهترین اسب‌ها را انتخاب کرده و آنها را وادار به تولید مثل کرده‌اند. در نتیجه نسل اسب‌هایی که دوست نداشتند ادامه نیافته است. به همین دلیل امروزه اسب عربی به خاطر ویژگی‌های خوبش شهرت فراوان دارد. یا یک مثال دیگر: سگ. سگ‌ها در اندازه ها و شکل‌های مختلف وجود دارند. فکر می‌کنید اینها چگونه به وجود آمده اند؟ با انتخاب مصنوعی انسان. مثلا انسان‌ها با انتخاب توله های کوچک و کوچک‌تر در طول نسل‌ها؛ یا پشمالو و پشمالوتر و دیگر ویژگی‌ها، این همه انواع مختلف را به وجود آورده‌اند. نسب همه این انواع سگ یکی است و به گرگ می‌رسد. در واقع انسان‌ها در طول نسل‌ها، آنهایی که بیشتر با انسان دمخور بوده‌اند انتخاب کرده‌اند. البته در فرگشت طبیعی، زمان بسیار طولانی‌تر بوده و به مرور زمان تفاوت‌ها بیشتر شده است.

درخت زندگی

داروین و درخت زندگی
شاید بتوان درخت زندگی را یکی از رومانتیک‌ترین موضوعات علمی دانست! تصور کنید ما و همگی جانداران روی کره زمین؛ یک‌جورهایی با هم فامیل هستیم! برخی فامیل دور و برخی نزدیک. در تصویر سمت راست برگی از نوشته های داروین را مشاهده می‌کنید.

و اما درخت زندگی! این یکی از جالب‌ترین مفاهیم علمی است! حالا بگویید چرا؟! چون بر اساس آن همه جانداران به هم مرتبطند و در زمان دور یا نزدیک، اجدادشان به هم می‌رسد. تمامی میلیون‌ها گونه موجودات زنده روی این کره خاکی از یک ریشه اند. از حیواناتی چون اسب و پنگوئن و انسان گرفته تا حشراتی چون مورچه و سوسک تا گیاهان و دیگر انواع حیات. 🙂 شگفت آور نیست؟!! به خواندن ادامه دهید

برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز داروین

آیا در برحه ای از زندگی از خود پرسیده اید که چرا هستم؟ یا غرق در شگفتی خیره کننده حیات شده اید و از خود پرسیده اید به راستی چرا؟ اینها چیست؟! از کجا آمده است؟! اگر پاسخ شما آری است، این سری از نوشتارها را دنبال کنید. قول می‌دهم جذاب و شگفتی‌زا باشند! پیش از آغاز خواهشمندم به این سه نکته توجه فرمایید:

داروین تکامل فرگشت
امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین و ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب اصل انواع (آغاز رسمی فرگشت) است. ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ سالروز تولد داروین است و روز داروین Darwin Day نام گذاری شده‌است.

۱. فرگشت: در این وبلاگ به جای کلمه «تکامل» از «فرگشت» استفاده خواهد شد. دلیل آن هم غلط انداز بودن واژه تکامل است که به آن اشاره خواهد شد. (برابر انگلیسی: Evolution)

۲. ویژه برنامه: سال ۲۰۰۹ سال ویژه ای است. امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چالز داروین کاشف فرگشت و بنیانگذار نظریه فرگشت است. همچنین امسال ۱۵۰ امین سالگرد چاپ کتاب «خاستگاه گونه ها» (اصل انواع هم ترجمه شده) نوشته اوست. در بسیاری از مراکز علمی-فرهنگی جهان در ۲۴ بهمن (زادروز داروین) برنامه های ویژه ای برای بزرگداشت او دارند. و از آن برای آشنایی مردم با فرگشت (تکامل) استفاده می کنند. از آنجاییکه در مملکت گل و بلبل ما، برگزاری چنین جشنی ممکن نیست؛ بر آن شدم تا از این فرصت برای آشنایی عموم وبگردان گرامی با پدیده داروین و فرگشت استفاده کنم. پس منتظر ویژه برنامه های بیشتر و متنوع‌تر این وبلاگ برای این ایام فرخنده باشید!

۳. ذهن باز: با توجه به خاصیت این موضوعات، بسیاری به خاطر باورهای خود با این مسائل مشکل پیدا می‌کنند. بیایید آزاداندیش باشیم و با ذهن باز با این مسائل برخورد کنیم. مطمئن باشید اگر خدایی هم باشد، ذهن کنجکاو و پرسشگر را بیشتر از ذهن خشک و بسته ارج می‌نهد. نترسید و همه چیز را به پرسش گیرید و در ایده ها کندوکاو کنید. دو حالت بیشتر ندارد: الف) با خواندن این مطالب و بررسی آنها، متوجه می‌شوید که باورتان مستحکم سر جایش مانده است. این باعث می‌شود که پایه های باور شما با این چالش، مستحکم‌تر و ریشه ای تر از همیشه شود. ب) متوجه می‌شوید که دید اشتباهی نسبت به برخی مسائل داشته‌اید و به تناقض می‌رسید. در این صورت هم ضرر نمی‌کنید. آزاداندیشی را فراموش نکنید و از زیر سوال رفتن تمام باورهایتان نترسید. مطمئن باشید اگر چیزی پایه درست و محکمی داشته باشد، نباید از زیر سوال رفتن آن نگرانی به دل راه داد. پس «الف» یا «ب» شما سربلند از این محل بیرون خواهید رفت!

و اما فرگشت. این واژه به تغییر گونه های حیات در طول نسل‌ها گفته می‌شود. پیش از هر چیز، میان این دو باید تمایز گذاشت: به خواندن ادامه دهید

آیا برهان علیت وجود آفریدگاری را اثبات می‌کند؟

دوستان مخالف، موافق، این‌ور، اون‌ور، بالا، پایین، چپ، راست؛ درود بر همگی شما گرامیان. امیدوارم خوب و سلامت باشین. متاسفانه برای مدت طولانی نتوانستم با شما باشم. با پوزش از این دیرکرد و با سپاس از همراهیتان. از همه دوستان گرامی هم که در این مدت پیام گذاشتند و جویای حال بودند سپاسگزارم. مدتی بود که از وبلاگستان دور افتاده بودم. خوشحالم که برگشتم! زیادی دیر کردم پس یکراست می‌پردازم به اصل مطلب!

«برهان علیت» به همراه «برهان نظم» دوتا از مشهورترین و پرکاربردترین برهان های مدعی اثبات وجود خدا/یان هستند. درباره برهان نظم در آینده خواهم نوشت. امروز به زبان بسیار ساده، برهان علیت را با هم بررسی می‌کنیم تا ببینیم این علیت علیت که می‌کنیم اصلا یعنی چه؟! آیا به راستی از آن وجود خدایی اثبات می‌شود یا نه؟ برای اینکه بهتر با اصل موضوع آشنا شویم بهتر است کمی به پیش زمینه تاریخی قضیه بنگریم. به طور حتم این پرسش از زمانی که اجداد ما در فرگشت (تکامل) کم کم توانایی تفکر بیشتر یافتند مطرح بوده که:                    چرا جهان هست؟ در طول تاریخ پاسخ‌های گوناگونی داده شده و بسیاری با آوردن واژه خدا خود را قانع کرده و به گمان خود قضیه را فیصله داده اند.

برای درک مساله باید از فلاسفه یونان باستان مانند افلاطون و به ویژه شاگردش ارسطو آغاز کرد. ارسطو سخن از یک حرکت دهنده نخستین (علت نخستین و غایی یا علت العلل) آورد. دریافت اینکه چگونه او به این نتیجه رسیده دشوار نیست. به نظر ارسطو وقتی یک جسمی روی زمین است؛ برای اینکه حرکت کند باید هلش دهیم. و اگر بخواهیم این جسم همیشه در حرکت باشد باید پیوسته آن را هل دهیم؛ چون اگر نیرو را متوقف کنیم از حرکت بازمی ایستد. شاید امروز بدانیم که دلیل اینکه اجسام روی زمین با قطع نیرو می ایستند اصطکاک است! خودتان یک قلم را روی میز هل دهید تا ببینید ارسطو حق داشته! جدای از شوخی این ذهنیت تا مدت ها ادامه داشت تا اینکه گالیله و نیوتون آمدند و تصور ما را از حرکت دگرگون کردند.

زمین-مرکزی
قشنگه نه؟! یک جهان صاف و صوف و از پیش تعیین شده با زمین (و انسان) در مرکز توجه عالم. محرک نخستین هم از بالا این اپرای کیهانی رو رهبری و هدایت می‌کنه. 🙂

* سده های پیاپی این نگرش ما از گیتی و جایگاه ما در آن بود. ولی حقیقت چیست؟

شاید با تصویرکردن جهان از دید ارسطو بهتر متوجه موضوع شویم. ارسطو این بزرگمرد جهان علم و فلسفه با وجود همه کارهای بزرگش، در زمینه علم و توضیح جهان هستی، عقاید نابخردانه ای هم داشت که به خاطر عدم استفاده صحیح او از روش علمی بود. برای نمونه به نظر او زمین یک جسم ثابت در مرکز جهان بود و تمامی افلاک به دور آن می‌گشتند. او معتقد بود اثیر، متعالی ترین عنصر است که اجرام آسمانی از آن ساخته شده اند و چون کره عالی ترین شکل است، اجرام آسمانی در مدارهای کاملا گرد به دور زمین درچرخشند. در مدل او خورشید و سیارات و ستارگان با نظم خاصی دور زمین در گردش بودند. در طبقه آخر هم «محرک نخستین» یا محرک لایتحرک قرار داشت که خودش حرکت دهنده و علتی نداشت و کل هستی را به گردش درمی آورد! یک خیمه شب بازی تمام عیار! او به طور دقیق حرفی از خدا به میان نیاورد؛ ولی بعدها این ایده خوشایند فلاسفه مسیحی و مسلمان افتاد. در طول تاریخ اینگونه ادعاها در افسانه ها و ادیان گوناگون تکرار شده (مثلا هفت آسمان برخی از ادیان) که نشان از ناآگاهی بنیانگذاران آنها دارد. ایده زمین-مرکزی و اینکه همه چیز برای ماست و ما مرکز جهانیم، و نیز وجود فلک محرک بی علت بسیار مورد پسند مسیحیت قرار گرفت. آنها خدا را همان عامل نخستین دانسته و بهشت و جهنم را هم در آن فضا جا کرده بودند! به همین دلیل کلیسا تا مدت ها با مخالفان ایده زمین-مرکزی که از دوران ارسطو و بطلمیوس پابرجا بود برخورد می‌کرد. البته امروزه می‌دانیم که زمین مرکز جهان نیست و یک نقطه ناچیز به دور خورشید در گوشه ای دور افتاده و منزوی در کهکشان راه شیری است.

ما اینجاییم
و اما حقیقت. عزیزان، ما اینجاییم. یه نقطه کمرنگ آبی در گوشه ای از کیهان. همه رخدادهای تاریخ کوتاه گونه ما، همه آرزوها و دلبستگی‌ها، اشک‌ها و لبخندها، جنگ‌ها و کشتارها؛ همه فریبکاران و مدعیان بیشتر دانستن از دیگران، همه و همه در این نقطه ناچیز خلاصه می‌شن. کمی فکر کنیم. شاید جهان مثل کاریکاتوری که اجدادمون برای خودشون ساخته بودن نباشه. ما مرکز جهان نیستیم. زمین یک سیاره ناچیز در گوشه ای متروک از یک جهان بدون فکره. حتی خود ما هم از دماغ فیل نیافتادیم! ما هم مثل دیگر جانداران، نتیجه چهار میلیارد سال آزمون و خطای طبیعتیم. می‌دونین یعنی چی!

* این تصویر مورد علاقه من هست که توسط فضاپیمای ویجر ۱ ناسا از فاصله ۶.۵ میلیارد کیلومتری سیاره مادر، زمین گرفته شده. نوک پیکان به زمین اشاره می‌کند. به خواندن ادامه دهید

چرا تخم مرغ تخم مرغی شکل است؟

در زندگی بعضی چیزها هستند که آنقدر تکراری شده‌اند که آنها را همینطوری می‌پذیریم. یا شاید هم در برهه‌ای از زندگی برایمان سوال پیش می‌آید، ولی از آنجاییکه مسائل مهمتری از مثلا شکل تخم مرغ در جهان وجود دارد، بی‌صدا از کنارشان می‌گذریم. برخی نیز می‌پنداریم شاید جوابی نیست و چه بسا قضیه را با آوردن جمله معروف «کار خداست» برای خودمان حل می‌کنیم. (که البته این روش کاملا اشتباه‌است. در «تابلوی ایستی به نام خدا» در این‌باره گفته شد.)

امروز به دو پرسش ساده پاسخ داده می‌شود: ۱. چرا تخم مرغ تخم مرغی شکل است؟ ۲. اول مرغ بود یا تخم مرغ؟ پیش از هر چیز لطفا به این نظرسنجی پاسخ دهید:

واقعیت این است که ما امروزه به وسیله دانش پاسخ بسیاری از پرسش‌هایی که در طول تاریخ بغرنج انگاشته می‌شده‌اند را یافته‌ایم. چیزهایی می‌دانیم که بر پشت گذشتگان رعشه خواهد انداخت. البته لازم به گفتن نیست که بسیاری از چیزها را هم نمی‌دانیم؛ ولی خوب پیشرفت کرده‎ایم. شاید یکی از دلایل اصلی پیشرفت سریعتر در دوران نوین استفاده از «روش علمی» به جای گمانه‌زنی محض، و عدم قبول سخنان بی‌دلیل گذشتگان باشد. می‌خواستم درباره تخم مرغ حرف بزنم؛ ببین کجا رفتم! 🙂 امروز (چون یک وعده تخم مرغ خوردم!) از این مسائل ابتدایی شروع می‌کنم.

چرا تخم مرغی شکل؟

نخست، چرا تخم مرغ به این شکل است؟ اشکال جانداران ارتباط مستقیمی با نحوه ایجاد آنها در فرآیند فرگشت (تکامل) دارد و اشکالی غالب می‌شوند که از نظر عملی ممکن باشند و همیشه نیز به انواع قبلی وابسته‌اند. اگر تخم مرغ مکعب مستطیل شکل بود در کناره دیواره‌ها آسیب‌پذیرتر بود و زود می‌شکست. ضمن اینکه نشستن روی آن دشوار بود. محکم‌ترین شکل ممکن کره است. ولی پس چرا تخم همه پرندگان کروی نیست؟ یکی از دلایلی که آسان به ذهن می‌رسد این است که تخمی که کره کامل نیست در صورت تکان خوردن دور خود می‌چرخد و زیاد از لانه دور نمی‌شود. ولی اگر کره کامل بود تا فواصل دور قل می‌خورد و چه بسا از بین می‌رفت یا پیدا نمی‌شد. به همین دلیل شکل تخم پرندگانی که در مناطق ناهموارتر و زاویه‌دارتر زندگی می‌کنند بیضی‌تر است. ضمن آنکه با انجام محاسبات ریاضیاتی معلوم شده که شکل تخم‌ ارتباط مستقیمی به تعداد تخم‌هایی دارد که معمولا در کنار هم گذاشته می‌شوند. به این صورت که تخم‌ها به شکلی در‌می‌آیند که کیپ‌تر در کنار هم قرار بگیرند و بیشتر گرما را حفظ کنند. مثلا در پرندگانی که تعداد تخم‌های بیشتری با هم می‌گذارند شکلشان بیشتر تخم مرغی شکل است. ولی در پرنده‌ای مانند شترمرغ که تنها یک تخم می‌گذارد شکل آن به کره نزدیک‌تر است.

یک نکته که باید در نظر داشت این است که در طبیعت چیزها معمولا به شکل ایده‌آل نیستند. در فرآیند فرگشت با انتخاب طبیعی در میان ویژگی‌های مختلف بهینه‌سازی صورت می‌گیرد، و گاهی یک ویژگی خوب به خاطر یک اثر بد در عضوی دیگر نمی‌تواند به بهترین شکل خود وجود داشته باشد.

مرغ یا تخم مرغ، کدام اول بوده؟!

اکنون که فهمیدیم چرا تخم مرغ تخم مرغی شکل است، برویم سراغ پرسش کهن و مشهور مرغ و تخم مرغ؟! ببینیم حدس شما در نظرسنجی تا چه حدی درست از آب درآمده!

شواهد نشان می‌دهد که این پرسش بسیار قدیمی است و در طول تاریخ بسیاری درباره‌اش بحث کرده‌اند. مشکل به صورت ساده این بوده که مرغ از تخم مرغ به وجود می‌آید. ولی تخم مرغ هم باید توسط مرغ گذاشته شود. به این طریق یک مغلطه دوری به وجود می‌آید و معلوم نمی‌شود کدام اول بوده. در یونان باستان ارسطو به این نتیجه رسید که امکان نداشته مرغ یا تخم مرغ اول آمده باشند و هر دو برای همیشه وجود داشته‌اند. در طول تاریخ، خلقت‌گرایان هم براساس باورهای خود نظرات مختلفی داده‌اند. ولی شاید بعد از داروین و شناخته شدن فرگشت، این مساله اهمیت پیشین خود را از دست داده باشد. کاریکاتور زیر هم جالب است. انگلیسی آن را در یکی از این سایت‌های بلاد کفر یافتم و فارسیش کردم.

مرغ و تخم مرغامیدوارم در مورد آن چنین تصوری نداشته باشید! و اگر هم داشته‌اید تغییر کند

بستگی دارد منظورمان از تخم مرغ دقیقا چه باشد. اگر منظورمان از تخم مرغ خود شکل تخم باشد و اینطور زادآوری (نه به طور ویژه خود تخم مرغ) در آن صورت می‌توانیم بگوییم تخم زودتر آمده؛ چون حیواناتی که تخم می‌گذاشته‌اند؛ مثلا دایناسور ها؛ مدت‌ها پیش از مرغ‌ها وجود داشته‌اند. مرغ خانگی به طور دقیقتر گونه جدیدتری از برخی گونه‌های قبلی بوده، که حدود ۳۰۰۰ سال پیش با انتخاب مصنوعی توسط انسان‌ها به این شکل درآمده‌است.

این معما به این دلیل وجود داشته که مردم با فرگشت آشنا نبوده‌اند. به خواندن ادامه دهید