ویدیو علمی فارسی: پاسخ به ایراداتی که از فرگشت می‌گیرند

با درود بر همگان! در راستای پیشرفت سطح علمی جامعه در سال جهانی فرگشت (۲۰۰۹) یک ویدیوی علمی دیگر هم به فارسی ترجمه کردم. در این ویدیو ۱۰ دلیل عمدۀ مخالفان فرگشت [تکامل] مطرح شده، و سپس به هر کدام از این انتقادات به طور علمی پاسخ داده شده است. زبان این ویدیوی کوتاه و آموزنده ساده بوده و مناسب برای هر پیش‌زمینۀ آموزشی است. پیشنهاد می‌شود از این پس هر جا با مخالفان دانش فرگشت و طرفداران خلقتگرایی یا آفرینش هوشمند روبرو شدید آنها را به این ویدیو ارجاع دهید!

ویدیو در کانال علمی فرگشت در یوتیوب http://youtube.com/Fargasht قرار گرفته است. همچنین فایل ویدیو به حجم ۲۲ مگابایت برای علاقمندان دانلود در دسترس است.

۱۰ دلیل عمده‌ای که مخالفان فرگشت اشتباه می‌کنند

مشاهده ویدیو:

۱. در Youtube

۲. در Facebook

۳. بدون فیلتر: Video

دانلود ویدیو:

۱. از Rapidshare

۲. از Mediafire

+ علاوه بر این، برای علاقمندان به اطلاعات بیشتر در این زمینه دو مقاله علمی موجود است:

۱. هفت انتقاد بی اساس از فرگشت

۲. هفت برداشت نادرست از فرگشت

+ فراگیری این مفاهیم علمی در ایران با مشکلات زیادی روبروست. نخستین مشکل، نشر بسیار محدود کتاب‌های عامه-فهم علم است، که هم به خاطر کمبود متقاضی است و هم معضل محدودیت‌های نشر. دومین مشکل این است که آن اندک آثاری هم که در این زمینه‌ها ترجمه و چاپ می‌شوند اغلب کتاب‌های ضد علم هستند! جای تاسف است که در بازار کتاب ایران، کتاب‌های ضد-علمیِ فرد بی‌دانشی چون«هارون یحیی» با استقبال روبرو می‌شوند، درحالیکه کتاب‌های پایه‌ای علمی در این زمینه هرگز رنگ ویترین کتاب‌فروشی‌ها را نمی‌بینند. برای نمونه ایراداتی که توسط این نویسندۀ ترک موسوم به هارون یحیی از فرگشت گرفته می‌شود کاملا غیرعلمی بوده و ناشی از عدم آشنایی او با اصول اولیۀ زیست‌شناسی است. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

چرا مغزمان بزرگ شده و چطور باهوش شدیم؟

با درود. پست امروز در واقع کامنتی است در پاسخ به سوال دوستی در انجمن گفتگوی آزاد:

من در این جا پرسش‌های خود را پیرامون فرگشت (تکامل) مطرح می‌کنم که این پرسش‌ها شاید برای خیلی از دوستان پیش آمده باشد.
1-چرا در روند فرگشت، تنها انسان دارای این اندازه هوش است ؟
2- آیا هوش و استعداد هم در روند فرگشت دگرگون می شود ؟
3- اساسا هوش و ذهن و روان چه هستند و پیوند آن ها با مغز چیست . کارکرد آن ها چگونه است؟

من اول داشتم این متن را در انجمن اینترنتی گفتگو می‌نوشتم. بعد با خودم فکر کردم بد نیست آن را در وبلاگ هم بیاورم و با دوستان بیشتری در میان بگذارم. این سوال را خیلی‌ها پرسیده‌اند. اگر با وبلاگ ناباور آشنایی قبلی داشته باشید خواهید دانست که اینجا اصل بر «ساده‌گوییِ» مطالب علمی و غیرعلمی است. شاید این مطلب خوشایند برخی متخصصین نباشد ولی به هر حال باید در نظر داشته باشید که این یک وبلاگ شخصی است نه یک ژورنال علمی؛ و مخاطبش هم عام است نه خاص. بنابراین انتظار مطالب تخصصی و رفرانس‌های متعدد را نداشته باشید. همچنین من ادعای بیخطا بودن ندارم و از آنجاییکه دربارۀ خیلی رشته‌های متفاوت علمی تحقیق می‌کنم قطعا اشکالاتی دارم که خوشحال می‌شوم از متخصصان این رشته‌ها بیشتر بیاموزم. به نظر من این روش نوشتن ممکن است ضررهایی داشته باشد ولی در کل دو فایده دارد: ۱. توسط تعداد بیشتری خوانده می‌شود. ۲. جرقه اولیه برای علاقمندی بیشتر به مسائل علمی زده می‌شود. با این اوصاف می‌پردازم به مطلب.

مغز بشر واقعا پدیدۀ عجیبی است. با وجود اینکه ۲ درصد وزن کل بدن را تشکیل داده ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند. این همه مصرف انرژی بایستی که توجیه فرگشتی (تکاملی) قانع کننده‌ای پشتش داشته باشد. مغز جانوران از پیچیده‌ترین ساختارهای طبیعت هست و مغز انسان هم خب پیچیده‌ترینشان است. به طور کلی مغز در مهرده‌داران و بسیاری از بی‌مهرگان نقش «مرکزیت» سیستم عصبی را داراست. که خب سیستم عصبی به طور خلاصه وظیفه دریافت داده‌ها از محیط و تنظیم فعالیت‌های جانور مثل کنترل حرکت ماهیچه‌ها را بر عهده دارد. مغزهای اولیه بسیار ساده بودند. در جانوران ساده‌ای مثل «ستاره دریایی» سیستم عصبی فاقد مغز مرکزی است و تنها با گیرنده‌های حسی در بازوانش نسبت به اشیا و نور واکنش نشان می‌دهد؛ درحالیکه در جانداران باز هم ساده‌تری مثل «اسفنج دریایی» اصولا سیستم عصبی وجود ندارد. در طول فرگشت، ماهی‌ها و بعد دوزیستان مغزهای پیشرفته‌تری یافته‌اند که البته نسبت به جثه‌شان خیلی کوچک است. مغز خزندگان و بعد پرندگان باز هم پیشرفته‌تر شده. و در همین حین مغز پستانداران به وجود آمده که به نسبت پیچیدگی بیشتری دارد.  البته شواهد جدید نشان می‌دهند که قضیه به همین صاف و سادگی‌ها هم نیست که فرگشت مغز در جهان جانوران امری خطی بوده باشد که از ماهی‌ها شروع شده و بعد به خزندگان رسیده باشد و سپس به پستانداران ختم گردیده باشد. فرگشت به هیچ وجه امری خطی و مستقیم نیست. پیچ و خم‌های بسیار وجود دارد. به طور مثال امروزه معلوم شده که فرگشتِ هوشمندی به طریقی کاملا متفاوت در جانورانی چون سرپایان که حتی مهره‌دار هم نیستند اتفاق افتاده! + این مسئله برای من خیلی جالبه! چون شاخۀ جانوری مثل اختاپوس در زمان خیلی خیلی کهن‌تری از اجداد مهرده‌دارانی چون ما جدا گردیده؛ و در واقع همۀ این راه را در مسیری متفاوت پیموده است. برای همین است که وقتی به آن می‌نگرید انقدر عجیب و غریب می‌نماید! تا حدی که انگار فضایی است و از سیارۀ دیگر آمده! 🙂

می‌گفتم. باید بدانیم که ما به هیچ عنوان جدا از طبیعت نیستیم. سلول‌های مغزی ما (نورون‌ها)، انتقال‌دهنده‌های عصبی و اصلا کل بافت عصبی ما از همان جنسی هستند که در دیگر مهرده‌داران هم هست. مثلا وقتی شما مغز دیگر پستانداران را مطالعه می‌کنید هر چه آنها در «درخت فرگشتی حیات» به ما نزدیکترند مغزشان بیشتر شبیه ماست. مغز پستانداران به طور کلی از خزندگان پیچیده‌تر است و با پیشرفت «سیستم لیمبیک» مغز توانایی کارهای پیچیده‌تری را پیدا کرده مثل کنترل دمای بدن و گسترش حافظه و احساسات (پستانداران آگاهی بیشتری نسبت به خود و رابطه‌شان با محیط دارند) بخش مهمی که مغز پستانداران را از دیگر مهره‌داران، و مغز پستانداران عالی و «نخستی‌ها» را از دیگر پستانداران و مغز انسان را از دیگر نخستی‌ها متمایز می کند «قشر مغز» است. نئوکورتکس (از ماده خاکستری رنگ تشکیل شده. نئو به معنی نو؛ یعنی کورتکس جدید) در نخستی‌ها رشد بیشتری یافته و در انسان باز هم بزرگتر شده و امکان داشتن زبان و حافظهٔ تحلیلی را برایش امکان‌پذیر کرده است. دلایل مختلفی برای این رخداد ذکر شده از جمله تغییر عادات تغذیه‌ای و جنسی، شرایط محیطی و اجتماعی. به طور کلی مغز جانورانی که رفتار اجتماعی پیچیده‌تری دارند بزرگتر است.

مغز برخی از پستانداران
تصویر مغز برخی پستانداران. در این میان، مغز انسان بزرگترین‌شان نیست. بسیاری از آب‌بازان (مثل دلفین، نهنگ و بالن)‌ مغز برگتری دارند. همچنین کورتکس مغز انسان بیشترین شکنج (برآمدگی‌های فشرۀ بین چین‌ها که باعث می‌شود بیشتر از فضای کم داخل جمجمه استفاده شود) را ندارد. ولی از نظر نسبت وزن مغز به کل بدن؛ نسبت آن در انسان بیشتر است. همچنین کورتکس مغز انسان بیشترین تعداد نورون را دارد.

کاملا واضح است که هوشِ بیشتر به خواندن ادامه دهید

برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز داروین

آیا در برحه ای از زندگی از خود پرسیده اید که چرا هستم؟ یا غرق در شگفتی خیره کننده حیات شده اید و از خود پرسیده اید به راستی چرا؟ اینها چیست؟! از کجا آمده است؟! اگر پاسخ شما آری است، این سری از نوشتارها را دنبال کنید. قول می‌دهم جذاب و شگفتی‌زا باشند! پیش از آغاز خواهشمندم به این سه نکته توجه فرمایید:

داروین تکامل فرگشت
امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین و ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب اصل انواع (آغاز رسمی فرگشت) است. ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ سالروز تولد داروین است و روز داروین Darwin Day نام گذاری شده‌است.

۱. فرگشت: در این وبلاگ به جای کلمه «تکامل» از «فرگشت» استفاده خواهد شد. دلیل آن هم غلط انداز بودن واژه تکامل است که به آن اشاره خواهد شد. (برابر انگلیسی: Evolution)

۲. ویژه برنامه: سال ۲۰۰۹ سال ویژه ای است. امسال ۲۰۰ امین سالگرد تولد چالز داروین کاشف فرگشت و بنیانگذار نظریه فرگشت است. همچنین امسال ۱۵۰ امین سالگرد چاپ کتاب «خاستگاه گونه ها» (اصل انواع هم ترجمه شده) نوشته اوست. در بسیاری از مراکز علمی-فرهنگی جهان در ۲۴ بهمن (زادروز داروین) برنامه های ویژه ای برای بزرگداشت او دارند. و از آن برای آشنایی مردم با فرگشت (تکامل) استفاده می کنند. از آنجاییکه در مملکت گل و بلبل ما، برگزاری چنین جشنی ممکن نیست؛ بر آن شدم تا از این فرصت برای آشنایی عموم وبگردان گرامی با پدیده داروین و فرگشت استفاده کنم. پس منتظر ویژه برنامه های بیشتر و متنوع‌تر این وبلاگ برای این ایام فرخنده باشید!

۳. ذهن باز: با توجه به خاصیت این موضوعات، بسیاری به خاطر باورهای خود با این مسائل مشکل پیدا می‌کنند. بیایید آزاداندیش باشیم و با ذهن باز با این مسائل برخورد کنیم. مطمئن باشید اگر خدایی هم باشد، ذهن کنجکاو و پرسشگر را بیشتر از ذهن خشک و بسته ارج می‌نهد. نترسید و همه چیز را به پرسش گیرید و در ایده ها کندوکاو کنید. دو حالت بیشتر ندارد: الف) با خواندن این مطالب و بررسی آنها، متوجه می‌شوید که باورتان مستحکم سر جایش مانده است. این باعث می‌شود که پایه های باور شما با این چالش، مستحکم‌تر و ریشه ای تر از همیشه شود. ب) متوجه می‌شوید که دید اشتباهی نسبت به برخی مسائل داشته‌اید و به تناقض می‌رسید. در این صورت هم ضرر نمی‌کنید. آزاداندیشی را فراموش نکنید و از زیر سوال رفتن تمام باورهایتان نترسید. مطمئن باشید اگر چیزی پایه درست و محکمی داشته باشد، نباید از زیر سوال رفتن آن نگرانی به دل راه داد. پس «الف» یا «ب» شما سربلند از این محل بیرون خواهید رفت!

و اما فرگشت. این واژه به تغییر گونه های حیات در طول نسل‌ها گفته می‌شود. پیش از هر چیز، میان این دو باید تمایز گذاشت: به خواندن ادامه دهید